‏نمایش پست‌ها با برچسب 1-شیعه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب 1-شیعه. نمایش همه پست‌ها


ریشۀ بدعت سوگواری در شیعه و مسیحیت



طی بحث ها و گفتگوهای پراکنده با بعضی شیعیان اثناعشری و مدعیان دروغین محبت اهل بیت بویژه غالیان و افراطیان رافضی که امروزه خود را سخنگو و پرچمدار تشیع می دانند و در عمل نیز صدای تشیع راستین را خفه کرده و خود بوق و کرنا بدست گرفته و خود را پیروان اسلام ناب و فقه پویای تشیع و محب اهل بیت معرفی کنند، مکرر شنیده ام که با کمال پر رویی خود را فرقه ناجیه منصوره! و اهل سنت و جماعت را بدعت گذار معرفی می کنند!.
واقعا شگفت انگیز است و جرأت می خواهد که کسانی دروغ و بدعت و تحریف را به جای صدق و راستی و سنت و شریعت و حقایق ثابت دین معرفی کنند! کاری که امروز اقلیت  رافضی انجام می دهند! و در این راه دروغپردازی و بدعت گذاری و تحریف حقایق تا جایی پیش رفته و می روند که حتی اولین شاگردان مکتب رسالت و نسل اول امت اسلامی و خیر امت را نعوذ بالله گمراه و منحرف و بدعت گذار و فراتر از آن منافق و مرتد و کافر می خوانند!! و تمام امت مسلمه را بشمول اهل سنت و جماعت و شیعیان صادق و راستین و دوستداران واقعی اهل بیت را اهل بدعت معرفی می کنند!!.
بسیاری از علمای بزرگ شیعه و روشنفکران و نخبگان دینی و فرهنگی از این شاخۀ افراطی و منحرف تشیع که مذهب غلاة شیعه را اصل مذهب شیعه معرفی می کنند به شدت ناراحت و نگرانند و همواره این خشم و نارضایتی را به عناوین مختلف بیان می کنند.
اما از آنجایی که روافض تکفیری و دشمنان وحدت مسلمین در بدنۀ قدرت سیاسی حاکم نفوذ کرده اند به کسی فرصت اظهار وجود نمی دهند. به هر حال پس از این درآمد و مقدمۀ کوتاه وارد اصل مطلب می شویم که:
یکی از صدها بدعت ضد دین در مذهب این غالیان افراطی و ی مدعی تشیع و اسلام ناب و پیروی از اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم: بدعت سوگواری و سینه زنی و زنجیر زنی و قمه زنی است که هرساله به وسیله آن قلب پاک میلیونها مسلمان را سیاه و سرشار از کینه و عداوت و دشمنی با صحابه و امت مسلمه می کنند.
براستی باید از این مقدس مآبان کاذب و مدعیان دروغین پیروی از اسلام ناب و عاشقان دروغگو و ریاکار اهل بیت پرسید که این بدعت کی و از کجا و توسط چه کسی وارد اسلام ناب شده است؟!.
آیا از قرآن دلیل دارید؟! از سنت دلیل دارید؟ از عقل سالم دلیل دارید؟! کدام امام و شخصیت اهل سنت این بدعت را انجام داده است کدام عالم مسلمان این کار را انجام داده است؟!.
حتما خود حضرت علی بنیان گذار این عمل ضد دین و ضد عقل و ضد اخلاق بوده است؟! یا حضرت حسن یا حضرت حسین یا حضرت زین العابدین و باقر و صادق؟! یا حضرت موهوم: آن مهدی تخیلی؟!.
شاید هم وصیت نامه ای در اختیار داشته باشید؟! یا مانند مسجد جمکران کسی خواب دیده که مهدی عرب را که قرنها گویا در غار سامرای عراق می زیست باید شناسنامه ایرانی داد و وارد جمکران نمود؟! پس این بدعت عاشورا از کجا پدید آمد؟!
از شما می پرسم کسانی که مدعی هستید اهل سنت مبتدع و بدعت گذار هستند اما شیعیان غالی و افراطی و تکفیری فرقه ناجیه منصوره؟!
ما تا کنون شباهت های روافض غالی و افراطی با یهودیان را خوانده و شنیده بودیم ولی راستش در بارۀ شباهت های این تشیع کاذب با مسیحیت فکر نکرده بودیم! و اصلا باور نمی کردیم که با مسیحیت هم زدو بندهایی داشته باشند!! و از این دین تحریف شده و «سوداگران دروغ» مسیحی نیز تقلید کنند اما کم کم همه چیز روشن شد و مواردی بدست آمد و اینک ثابت گردید که بدعت سوگواری و سینه زنی و قمه زنی و حتی لباس کفن مانند آن نیز از مسیحیت وارد اسلام ناب تشیع کاذب افراطی و تکفیری گردیده است.
عجله نکنید الآن عرض می کنم بلکه سند تاریخی آنرا که توسط خود شیعیان کشف شده را معرفی می کنم.
نویسنده و محقق این شاهکار بزرگ «پروفسور فرانکو امتو شرق شناس 60 ساله ایتالیایی است که تحصیلات خود را در فلسطین، ایتالیا و ایران گذرانده است او اکنون استاد شرق شناس ادیان در بسیاری از دانشگاهها است، این مقاله با موضوع سنت سوگواری در شیعه و مسیحیت توسط بخش اندیشه سایت خبر انلاین از زبان انگلیسی ترجمه شده است».
پروفیسور فرانکو امتو می نویسد: «اولین سند تاریخی که این سنت (=بدعت) را نقل می کند به سال 1260 میلادی (مترادف با 658ﻫ ق) بر می گردد.
نخستین واژه‌های زبان فارسی را خوب به یاد دارم، همچنین موقعیت و صحنه اولین برخورد با آن‌ها را به یاد دارم. خاطره اولین شعری که در خاطره دارم ـ که در واقع نمی‌توان آن را شعر نامید ـ به حدود پنجاه سال پیش برمی‌گردد. روز بسیار گرمی بود، روز تعطیل هم بود و یکی از دوستان مرا دعوت کرده بود تا چیز تازه‌ای مشاهده کنم.  دسته‌های زنجیر زنان در عاشورای حسینی را آن دوست مرا از کوچه پس کوچه به خیابان بوزرجمهری، نزدیک سبزه میدان رساند. دسته‌ها هر یک به روش مختص به خود با قدم‌های منطم و حرکات همزمان از جلوی ما می‌گذشتند و ملال و اندوه خود را توسط اشعار ساده بیان می‌کردند:
چه کربلاست امروز     چه پربلاست امروز   سر حسین محبوب   از تن جداست امروز
ریتم ضربه‌های زنجیرها، که با آهنگ محزون اعضای دسته توأم بود، صحنه بزرگ‌ترین حماسه اسلامی چهارده قرن پیش را جلوی چشم حیران من زنده می‌کرد و در خاطرم نقش می‌بست. ضمنا به یاد می‌آوردم که در کتب تاریخ خوانده بودم که در اروپای قرون وسطی نیز دسته‌های شلاق زنان مسیحی رواج داشت. این آیین نخست صرفا در دیرها و صومعه‌ها مرسوم بوده و سپس مؤمنان عادی نیز آن را انجام می‌دادند، به خصوص برای تقاضای رفع مصیبت‌های عمومی مانند طاعون و جنگ از درگاه خدا.
اولین سند تاریخی که این سنت را نقل می‌کند به سال 1260 میلادی (مترادف با 658 ه ق) برمی‌گردد. در آن سند گفته می‌شود که راهبی به نام رانئری فازنی (ranieri fasni) ملبس به لباده‌ای ازگونی، با شلاقی از رشته‌های چرمی در خیابان‌های شهر پروچیا (pergia) راه افتاده بود و مردم را به تقلبد از خود دعوت می‌کرد. مردم زیادی همان لباس را پوشیدند و با شلاق، خودزنی کردند. به زودی این آیین در روستاهای اطراف آن شهر گسترش یافت و بعد به شهرهای دیگر. در کمتر از دو ماه در خیابان‌های اغلب شهرهای ایتالیا دسته‌ةایی مشاهده می‌شد از مردهای نیمه برهنه‌ای که خود را شلاق می‌زدند. شب‌ها زنان در خانه‌ها یا نمازخانه‌ها جمع می‌شدند و به شلاق‌زنی می‌پرداختند. این عادت از مرز ایتالیا فراتر رفت و فرانسه و آلمان تا لهستان را فرا گرفت و به اصلاح اخلاق عوام، آشتی با دشمنان، آزادی اسیران جنگی و استرداد اموال مسروقه و حرام منجر شد. به مرور زمان فعالیت این دسته‌ةا صورت منظمی به خود گرفت و انجمن‌ةایی پدید آمد با آیین‌نامه‌ةا و قوانین مشخص که علاوه بر شلاق زدن خود، اعمال خیر نیز انجام می‌دادند؛ اعمالی مانند صدقه دادن به خصوص برای رفع نیزا نیازمندان آبرومند، عیادت از بیماران، دیدار زندانیان و برگزاری مجالس دعا برای در گذشتگان.
از قرن سیزدهم تا چهاردهم (قرن هفتم الی نهم ه ق) این انجمن اصلی‌ترین عوامل انجام کارهای خیر بودند. در بعضی از شهرها و در خود رم هنوز بیمارستان‌هایی از آن دوران باقی مانده است که در آرم آن‌ها تصویر یک شلاق به چشم می‌خورد. هنوز در بعضی از استان‌های ایتالیای جنوبی و در اسپانیا انجمن‌هایی از شلاق زنان وجود دارد که اعضای آن با شلاق چرمی یا با چند دسته نی خود را می‌زنند. به خصوص در هفته مقدس ـ هفته‌آی که در آن از آزار و مرگ حضرت عیسی یاد می‌:نند ـ اعضای آن انجمن‌ها لباده‌های سفید بلند بر تن می‌کنند که پشت آن باز است تا شلاق به پوست بدن اصابت کند.
مقامات کلیسا فعالیت‌های آن انجمنها را رسمیت بخشیدند و قوانینی وضع کردند تا کسانی که به این مدام ملحق می‌شدند، زندگی ساده‌ای را در پیش بگیرند. باید لباس‌هایی از پشم زمخت و به رنگ تیره به تن کنند، موهای خود را بتراشند و صورت اصلاح نکنند و ریش مرتب نکنند. زمان نیز سر را می‌تراشیدند و فقط لباس‌های تیره می‌پوشیدند. همه از تماشای تئاتر و از تفریحات دیگر پرهیز می‌کردند و در ضیافت‌ها و مهمانی‌ها شرکت نمی‌کردند همچنین فعالیت‌های تجاری ممنوع بود تا مبادا سوء استفاده‌های نامشروع کنند. در این انجمن‌ةا تمام ثروتمندان گناهکار محسوب می‌شدند و اگر کسی از طبقه مرفه می‌خواست به انجمن آزارکشان ملحق شود، باید کلیه اموال حرام را پس بدهد و اگر نمی‌توانستند و یا نمی‌دانستند به چه کسی احجاف کرده بودند، اموال مسروقه یا مشکوک را به دیدها و کلیساها جهت کمک به بیماران و بیوه زنان و یتیمان و برای احداث بیمارستان اهدا می‌کردند. علاه بر این آن‌ها از احراز مقام سیاسی و اداری منع می‌شدند و نباید اسلحه حمل می‌کردند و به همین دلیل از خدمت نظام معاف بودند. مهم‌ترین دستورشان پرهیز از ثروت و تجملات بود، به طوری که ثروتمندانی که می‌خواستند به عضویت آن دسته‌ها در بیایند زندگی فقیرانه در پیش می‌گرفتند. طبق گفتار انجیل «گنج‌ها برای خود در زمین نیندوزید: جایی که بید و زنگ زیان می‌رسانند و جایی که دزدان نقب می‌زنند و دزدی می‌کنند، بلکه گنج‌ها را بهر خود در آسمان بیندوزید، جایی که بیدوزنگ زیان نمی‌رساند و جایی که دزدان نقب نمی‌زنند و دزدی نمی‌:نند. زیرا هر جا گنج تو باشد، دل تو نیز در آن‌جا خواهد بود.». (1)و نیز: «باز شما را می‌گویم که گذشتن شتر از سوراخ سوزن آسانتر است از دخول شخص ثروتمند در ملکوت خدا». (2)
اعضای آن انجمن‌ها چهار روز در هفته در طول تمام سال روزه کامل می‌گرفتند و بعضی‌ها از روابط زناشویی نیز خودداری می‌کردند. در این باره جهت جلوگیری از افراط و راهنمایی به میانه‌روی، کلیسا تعداد روزهایی را برای این پرهیز تعیین نمود. ضمن اجرای مراسم شلاق ‌زنی اشعاری به زبان لاتینی خیلی ساده و دارای قیافه خوانده می‌شد. از همه مشهورتر شعر stabatmater بود که هنوز در کلیسا خوانده می‌شود و بیانگر غم و غصه مریم، مادر عیسی، است. وقتی به یاد صلیب ایستاده بود در حالی که فرزندش برروی آن میخکوب شده بود.
به جای آن که به تشریح وجوه تشابه این سنت‌ها در دو دین بپردازیم، باید یادآوری کنیم که در حالی که در تشیع این عزاداری پابرجاست، در مسیحیت از بین رفته است و فقط در بعضی مناطق ایتالیا و اسپانیا هنوز برقرار است، ولی فاقد محتوای کهن خود است و صرفاٌ صورت ظاهر آن حفظ شده است. شباهت‌های بارزی در مراسم قدیمی مسیحیان و مراسم فعلی شیعیان وجود دارد که بر هیچ کس پوشیده نیست. ممکن است کسی سؤال کند چه کسی از دیگری اقتباس کرده است؟ ممکن است که این دو پدیده مشابه، مستقل از هم بوده باشد . از طرفی بنده به تاریخ اسلام آن چنان وارد نیستم و اسناد تاریخی اسلامی در اختیار ندارم تا بتوانم به این سؤال جواب بدهم. این کار یک پژوهشگر مسلمان است. به هر حال دانستن این مطلب اهمیت چندانی ندارد. چیزی که حایز اهمیت است فلسفه و اهدافی است که در این رسوم نهفته است. این سنت‌ها در مسیحیت به تازیانه خوردن حضرت عیسی برمی‌گردد. (3).
معمولاٌ آزارکشی یا خودآزاری در مسیحیت، فقط یادآور آزار کشیدن عیسی مسیح نیست، بلکه به معنای شریک بودن فرد مسیحی درآن رنج و آزار نیز هست. مسیحیان معتقدند که علت عذاب و رنج عیسی گناهان انسان‌ها بوده و نمی‌توان از آن گناهان پاک شد، مگر از راه تشبه به آن رنج و عذاب. بنابراین رنج به معنای توانایی بازخرید انسان گناهکار از بردگی و گناه است. در نظر مسیحیان، پذیرفتن نابسامانی‌ها و رنج‌های زندگی و به خود رنج دادن بهترین وسیله تطهیر و دریافت بخشودگی و رحمت الهی است. علاوه بر این، کسی که به تن خود آزار می‌دهد، به خدا و به خود ثابت می‌کند که می‌خواهد از گناه بازگردد و در راه رستگاری گام بنهد. تا آنجایی که حقیر مشاهده کرده است، و ادعا ندارد که درست درک کرده باشد، در مسلک تشیع مراسم عاشورای حسینی تجلیل از آن ابرمرد و تقلید از شجاعت او توسط کسانی است که از ضربه‌های زنجیر نمی‌هراسند. این کار، اظهار ملالی است برای مرگ پرافتخار آن پهلوان معصوم و محبوب. درست مانند درد مادر یا پدری که فرزند دلبند خود را از دست داده‌اند. به هر حال در این دو سنت مسیحی و شیعی می‌توان فصل مشترکی پیدا کرد، زیرا کسی که با اعتقاد و بدون تظاهر و یا پیروی از مد حاضر است خود را شلاق یا زنجیر بزند، به عمق این مطلب پی می‌برد: «کسی که در راه حقیقت جان خود را نثار کرده است به ما آموخت که دنیاگرایی و خودخواهی در خورپیروان ادیان الهی نیست».
پی‌نوشت‌ها:
1- انجیل متی، باب 6، آیات 19 – 21
2- انجیل لوقا، باب 18، آیه 25. انجیل متی، باب 19، آیه 24. انجیل مرقس، باب 10، آیه 25.
3- انجیل یوحنا، باب 19، آیه 1.
این پایان مطلب پرفیسور فرانکو امتو است اگر دقت نکرده اند بیایید با هم به این مورد هم توجه کنیم که یک فرق اساسی شلاق زنی مسیحی با زنجیر زنی شیعی این است که مسیحیان از این کارشان نتیجه می گرفتند که باید:
«اصلاح اخلاق عوام، آشتی با دشمنان، آزادی اسیران جنگی و استرداد اموال مسروقه و حرام منجر می شد»!.
اما در تشیع چی؟ این مراسم به چه منجر می شود؟!: به ایجاد عقده و کینه و دشمنی با امت اسلامی!! کینه و دشمنی با بهترین اولیاء و دوستان خدا صحابه رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم!! لعن و نفرین و دشمنام به صحابه و اهل بیت پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم!!، ایجاد حس انتقام جویی از نسل سی ام امت اسلامی به بهانه گناه ناکرده یک یا چند فرد ظالم و ستمگر در 1370 سال پیش!! اعلان بیزاری و تنفر و انزجار از تمام امت از آغاز تا کنون و سرانجام تهدید به انتقام از هر زنده و مرده اهل سنت توسط حضرت مهدی موهوم فک الله اسره و عجل فرجه!!.
پس ملاحظه می فرمایید که فرقه ناجیه منصوره یعنی روافض غالی و تکفیری صددرصد پیرو قرآن و سنت صحیح و عقل سالم هستند!! و تمام آنچه در دین شان انجام می دهند کاملا مستقل و ریشه در اسلام ناب دارد؟! مبارک باد!!.
خواهش ما از همه عزیزان مقلد آیات عظام و حجج اسلام و پیروان تشیع ناب این است که مبادا دنبال تحقیق بروند که درد سر فراوان دارد!! و آینده ای کاملا پرخم و پیچ!! معلوم نیست چه بلاهای منتظر کسانی باشد که با تحقیق و بررسی و بازگشت به قرآن و سنت صحیح و عقل سالم دین و عقیده خود را انتخاب می کنند؟!. اما یک چیز معلوم است بهشت جاویدان و خوشنودی پروردگار کافی نیست؟!
الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا أن هدانا الله.








http://haidari11.wordpress.com/2010/01/10/bedat/


اسارت زنان ایرانی به فتوای آخوندها



نویسنده: 
 محمد باقر سجودى
تا 115  سال پیش پادشاه کشور ما، ناصرالدین شاه بود، ناصرالدین شاه قاجار نیم قرن بر ایران حکومت کرد این مرد به مذهب شیعه معتقد بوده و  سعی میکرد  در دایره شرع باقی بماند، برای همین ماه رمضان سفر میرفت تا روزه نگیرد زیرا روزه در سفر نزد علمای شیعه حرام است!!! او علمای شیعه را مینواخت ....

اما  وقتی  امتیاز تنباکو را به انگلیس داد صدای میرزای شیرازی ؛مفتی بزرگ عصرش؛ در آمد و این مرجع تقلید، تنباکو را حرام کرد و  حتی  که زنهای شاه برای شاه قلیان نمیاوردند که حرام است ( ولی زن  صیغه ای جدید میاوردند چون بفتوای ملا این دومی حلال بود) وقتی شاه  این را دید، تسلیم خواسته او شد  و امتیاز را از انگلیس گرفت، پس تنباکو دوباره دخانیات حلال شد. 
اما روحانیون شیعه، از زنباره گی شاه ناراضی نبودند زیرا  از نظر شیعه او مطابق شریعت محمدی ازدواج میکرد
بیایید ببینیم اگر قرار باشد بر اساس شریعت محمدی شیعه ها عروسی کنیم این چگونه عروسیی خواهد بود خوشبختانه یا بدبخبتانه،  ناصر الدین شاه این شریعت را عملآ پیاده کرد. 

یک خانم کرمانی در سال 1309 از کرمان عازم بمبئی و از آنجا با کشتی عازم جده شده و پس از اعمال حج از راه عراق به عتبات عالیات برگشته و پس از زیارت قبرهای عراق  عازم ایران شده است. در قم  بعد از زیارت به جای بازگشت به کرمان عازم تهران شده و در آنجا به دلیل آشنایی با برخی از امرای کرمان به درون دربار ناصری راه پیدا می کند. دو سوم سفرنامه مطالب مربوط به دربار ناصری است.

محل اقامت وی در تهران منزل حشمت الدوله بود و دختر حشمت الدوله، همسر ناصرالدین شاه بوده، و همین باعث شد تا این حاجیه کرمانی با شاه و زنان او آشنا شود. وی در این یك سال و اندی در مراسم عقد و ازدواج و عزاداری و تعزیه و دیگر مناسبت‌ها مشاركت داشته و از هر قسمت، نكاتی را در این سفرنامه آورده كه خواندنی است. در واقع این سفرنامه، گذری بر زندگی زنانه در دربار ناصری است.
نخستین پدیده‌ای که او می‌بیند، حضور هشتاد زن به عنوان همسر ناصرالدین شاه در دربار است! او مینویسد:
 «روزها هی هی زن‌های شاه می‌آمدند، تماشا می‌كردم. عصرها می‌رفتیم حیاط شاه، هشتاد زن شاه همه بزك می‌كنند، زرد، سرخ، سبز، همه رنگ چارقدها كارس نازك، مثل ملائكه‌های تعزیه. شاه خودش جلو می‌افتد، زن‌ها دنبالش. دور حیاط می‌گردد، با تعجیل مثل این‌كه كسی دنبالش كرده باشد. گاهی با غلام‌بچه‌ها گو بازی می‌كند. گاهی با زن‌ها شوخی می‌كند هر كدام سعی می‌كنند كه بهتر از دیگری بشوند، شاید شاه امشب آن را ببرد. در سر شام شاه، انیس‌الدوله بایست بنشیند، ولی نمی‌خورد».
سه ساعت شام خوردن طول می‌کشد:
 «بعد شام برداشته می‌شود، زن‌ها می‌روند بالا توی قصر. چند نفر از این خدمتكارهای خانم‌هایی شاه ،( یعنی خدمه زنان) آواز دارند، ساز هم می‌زنند. شاه خودش پیانو می‌زند. عزیز‌السلطان [ملیجک] رقاصی می‌كند، آن صیغه‌ها هم ساز می‌زنند. زن‌های دیگر از شاهزاده و غیره همه حاضرند. بعضی‌ها می‌نشینند، بعضی‌ها می‌ایستند. تا شش ساعت از شب رفته آنها را مرخص می‌كنند كه بروید، بروید. همه زنان می‌روند سر منزل‌هاشان. و بعد هر كدام را كه شاه خواست، بعد غلام‌بچه می‌آید كه شاه شما را خواسته. آن زنهای مطلوب پیش شاه می‌روند. عمل كه گذشت، خود برمی‌گردند، اگرچه انیس‌الدولة مقرّب باشد. آن وقت دو نفر از عمله‌جات قهوه‌خانه كه بیشتر آنها هم زن شاه هستند، می‌نشینند تا صبح شاه را می‌مالند».

زن کرمانی در دنباله خاطراتش مینویسد:
 «امروز که شنبه بیستم است، باز ظهر از خواب برخاسته، به طریق دیروز رفتم تعزیه امام حسین. ولی شاه اینجا شب [و] روز پهلوی زن‌هایش می‌نشیند. منزل خاصی ندارد. گاهی این اطاق، گاهی آن اطاق، گاهی پشت زنبوری با زن‌ها صحبت می‌كند. دخترهای مردم را تماشا می‌كند، پول می‌دهد. مردم بی‌عار هم دخترها را می‌آورند نشان می‌دهند. دیروز تا حال شش هفت دختر سراغ دادند، پسند نكرده».
و در جای دیگر میگوید: 
«امروز كه شنبه هجدهم است، باز هم اندرون بودم. یك خدمتكار (امین اقدس) دارد، زینب نام.
او را مدتی است شاه می‌خواهد. امروز او را صیغه كردند. عصری او را بزك كردند، بردند پیش شاه. امشب هم شاه او را برد».
و در جای دیگر:
 از یک محفل عروسی که زنان و دختران نشسته‌اند سخن به میان می‌آید: «بعد از ظهر كه شد، شاه آمد این اطاق آن اطاق گردش كرد. با زن‌های فرنگی خیلی محبّت كرد. رفت آن اطاقی كه عصرانه برایش گذارده بودند و پیشكش، آنجا نشست، عصرانه خورد. زن‌های نایب‌السلطنه را تماشا كرد. بعد آمد در آن اطاقی كه عروس آوردند نشاندند، عروس را تماشا كرد. آن وقت افتاد توی زن‌های مردم و دخترهای مردم. یك دختری هم پسند كرد، گفت فردا بیاورند اندرون».

و در جای دیگر:
«امروز كه پنجشنبه بیست و دوم است، اوّل می‌روند مسجد... در حیاط آقاباشی كه اعتماد الحرم است، تعزیه است. شاه هم می‌آید. در یك اطاق پیش زن‌ها می‌نشیند. دوره اطاق است. هر اطاقی مال خانمی است و كلفتش. بعضی خانم‌ها كه پیش شاه می‌نشینند. شاه از پشت زنبوری با زن‌ها صحبت می‌كند، پول می‌دهد به زن‌ها. امروز كه جمعه بیست و سوم است، رفتیم تعزیه. این خانم‌ها هر كدام دوست [و] رفیقی دارند، و برای آنها از شاه انعام  می‌گیرند. دایه‌ها، دختر دایه‌ها، امروز شاه سه دختر از خانم‌ها پسند كرد. تعزیه كه تمام شد، اینها را بردند حیاط امین اقدس. خوب زیر [و] روی اینها را دید. گفت امشب اینها را نگاه دارید شاه خودش عكس اینها را انداخت. ما هم رفتیم تماشا. یكی از اینها را پسند كرد. سپرد به دست همان خانمی كه بسته‌بان بود».
«امروز كه پنج‌شنبه بیست و نهم است، دختره‌ای كه شاه سپرده بود، آوردند، صیغه خواندند. شب بزك كردند، بردند برای شاه».

خواننده گرامی این شاه زیاد از ما دور نیست! درست 115 سال پیش بر کشور ما حکومت میکرد یعنی این حال ایران آخوند زده بود در 115 سال پیش. شما توجه کنید صحبت از تعزیه و مراسم عزا و سینه زنی و صیغه حلال است، تا امروز هم هیچ شیعه ای نگفته که کارهای  ناصرالدین شاه غیر شرعی بودهاین فقط او نبوده که چنین میکرده،در روزگارش نیز این کار شنیع بین علمای شیعه  نیز بشدت رواج داشت.
محمد علی سیاح  کرمانی  که خودش زمانی آخوند بوده در شرح وضعیت آن زمان در کتاب خاطراتش مینویسد: 
از هر صد خانه در زمان ناصرالیدن شاه یکی توانایی روشن‌کردن چراغ را در شب نداشته‌است

او همچنین از کمبود نان و زدودن گرسنگی مردمان با چیزهایی چون شلغم یا چغندر خبر می‌دهد. او برای نمونه از روزگار کرمانیان سخن می‌گوید و اینکه ایشان از روی تنگدستی فرزندان خود را به شال‌بافی و فرش‌بافی می‌فرستادند و زنانشان نیز با بهایی اندک به دوخت و دوز پوشاک می‌پرداختند. وی می‌افزاید که :
«از شدت پریشانی زن و دختران که به ۹ سالگی رسیده یا نرسیده به مقاطعه می‌دهند یا به اسم صیغه یا متعه یا فروش؛ هرچه بگویی رواست. در مدرسه...طلبه‌ها کارشان صیغه دادن زن و دختر است که به خود زنان یا کسان آنها وجهی داده زنها را برای این کار اجاره می‌کنند...در مدرسه هر کس وارد می‌شود قلیان می‌دهند، بعد می‌پرسند زن می‌خواهی یا دختر جوان.»
حاج سیاح در جاهای دیگر از خاطراتش هم به روزگار آشفته دوره¬ى ناصری اشاره می‌کند و از در بند بودن مردم و آزادی و بی‌قید و بندی عدهٔ اندکی از جمله شاه و درباریان و کارگزاران دولت و روحانیان شیعی اظهار شگفتی می‌کند.
نكته غم انگیز در داستان فوق شرعی وقانونی بودن این جنایات است.

اما ای خواننده گرامی آیا شما باور میکنید که اسلام چنین ظلمی را به زنان روا داشته باشد  آیا در صدر اسلام در دوره اموی ها و عباسی ها هرگز شنیدید که پادشاهی رعیت خود را به بردگی بگیرد و دخترانشان را اسیر کند. 
جواب منفی است، بنابراین باید بپذیریم که مذهب شیعه یک مذهب مردم ستیز و مردم فروش است با تسهیل قوانین ظالمانه، طبقات مظلوم جامعه را باز یچه دست زر و زور و تزویر میکند و تزویر همین ملاها بودند و هستند.
شما گمان نکنید که این بی بندباری جنسی فقط مال زمان ناصر الدین شاه بوده و حالا وجود ندارد آیا باور میکنید که انسان گرسنه غذای حلال نخورد؟ آری وقتی اینها صیغه را آزاد کردند و حالا  که علاوه بر تزویر  زور و زر هم دارند  مگر ممکن است  که   قشری از زنان  فقر زده ایرانی را با نام صیغه پر ثواب!!! به فحشاء نکشانند؟!


آخوند، پاسخ نمی‌دهد (1)

اسلام آنلاین
پس از رحلت نبی اکرم صلی الله علیه وسلم انصار و مهاجرین در سقیفه بنی ساعده گرد آمدند و با شورای ایجاد شده، حضرت ابوبکررضی الله عنه  را به خلافت برگزیدند.
شیعیان دائم بر این تجمع صحابه رضی الله عنهم زبان اعتراض می‌گشاید و آنرا توطئه­ای علیه حضرت علی رضی الله عنه جهت غصب خلافت الهی می‌داند!!
چنانچه به علما و مراجع شیعی بگویی چرا حضرت علی رضی الله عنه در سقیفه حاضر نشدند تا از حق خود دفاع کند؟ در پاسخ می‌گویند که حضرت علی رضی الله عنه مشغول تدفین و غسل دادن پیامبر اسلام صلی الله علیه واله وسلم بوده و داشته به وصیت ایشان عمل می نموده و بنابراین نتوانسته در سقیفه بنی ساعده حاضر شود (و در معقول‌ترین حالات می‌گویند ایشان نمی‌دانستند، که در این صورت مساله علم غیب و سایر قضایا پیش می‌آید!) و اما سوال ما این است:
چرا امام حسین رضی الله عنه حج خود را رها کرد و آنرا نیمه تمام گذاشت تا به دعوت مردم کوفه به آنجا برود و به زعم شما خلافت الهی خود را از یزید غاصب پس بگیرد؟!! حضرت علی رضی الله عنه هم می‌توانست غسل و تدفین نبی اکرم صلی الله علیه واله وسلم را رها کند و به سقیفه برود تا از حق الهی خود دفاع کند. آیا فریضه حج، کمتر از غسل پیامبرصلی الله علیه واله وسلم بود که دیگری نیز می‌توانست آنرا انجام دهد؟
چنانچه پاسخ دهند که حضرت علی رضی الله عنه داشته به وصیت پیامبرصلی الله علیه واله وسلم عمل می‌کرده است در پاسخ می‌گوئیم که وصیت و امر الهی در این مهمترین اصل دین (ولایت و خلافت به زعم شما) مهمتر است یا تدفین و غسل دادن بدن پیامبرصلی الله علیه واله وسلم ؟!! شما امامت و خلافت حضرت علی  رضی الله عنه را دستوری الهی و بسیار مهم می‌دانید و حتی فجایعی چون عاشورا و شهادت امامان و غیبت امام زمان و گمراهی مسلمین امروزی را بخاطر همان غصب خلافت در سقیفه می‌دانید، خوب جلوگیری از به وجود آمدن این همه انحرافات در اسلام، مهمتر بوده یا غسل دادن پیامبرصلی الله علیه واله وسلم ؟!!! آیا هیچکس دیگر در آنجا نبود که پیامبرصلی الله علیه واله وسلم را غسل کند؟
ما می‌دانیم که پیکر پیامبرصلی الله علیه واله وسلم پس از سه روز دفن می‌گردد و بنابراین حضرت علی رضی الله عنه می‌توانسته براحتی به سقیفه برود و سپس برای غسل و تدفین پیامبرصلی الله علیه واله وسلم بازگردد.
حتی حضرت علی رضی الله عنه می‌توانسته لااقل یک نایب از جانب خود به سقیفه بفرستد تا از حقش دفاع کند یا حتی خود به سقیفه می رفت و یک نایب در خانه پیامبرصلی الله علیه واله وسلم می‌گذاشت، ولی هیچکدام از این کارها انجام نشده است.
امام حسین   رضی الله عنه حج خود را رها می‌کند، حج که عبادت و عملی فردی است، ولی تدفین پیامبرصلی الله علیه واله وسلم را دیگران نیز می‌توانسته اند انجام دهند.
به عقیده شیعیان، حضرت علی رضی الله عنه مجهز به علم غیب بوده و بنابراین به راحتی و از قبل می‌توانسته متوجه توطئه صحابه  رضی الله عنهم شود و با تدبیری هوشمندانه و با استفاده از امدادهای غیبی و علم بی نهایت ولایت و کمک فرشتگان و کرامات و معجزات بیشمار و داشتن علوم گذشته و آینده، جلوی غصب خلافت الهی در سقیفه را بگیرد و چنانچه علمای شیعی طبق معمول بگویند که امام، همه جا به علم غیب خود رجوع نمی‌کند!! (یک طنز عجیب!) در پاسخ می‌گوئیم می‌شود بفرمائید چه جایی مهمتر از اینجا می‌باشد؟!! چطور امام زمان شما در وسط بیابان برای یک نفر شیعه ظاهر می‌شود؟!! و یا امامان دیگر برای یک نفر شیعه انواع کارها و معجزات عجیب را انجام می‌دهند؟!! ولی در جایی به این مهمی که خلافت برای همیشه غصب می‌شده و باعث فجایعی چون عاشورا و شهادت امامان و گمراهی امت اسلامی می‌شده، می‌بینیم که حضرت علی  رضی الله عنه از علم خود استفاده نکرده؟!! آیا لطیفه ای به این بامزگی شنیده بودید؟!!!! شما فقط سه پاسخ دارید یا بگویید حضرت علی  رضی الله عنه نمی‌دانسته که علم غیب و عصمت منتفی می‌شود (ضمنا این سؤال پیش می‌آید که چطور ابوبکر و عمر رضی الله عنهم که کنار علی  رضی الله عنه بودند فهمیدند؟) و یا بگویید می‌دانسته ولی نرفته که می‌فهمیم خلافتی در کار نبوده! یا اینکه بگویید شستن پیکر پیامبر اسلام صلی الله علیه واله وسلم (که صدها نفر دیگر برای اینکار صف کشیده بودند!) مهمتر بوده که من فکر نمی‌کنم در عصر حاضر، مغز مردم چنین پاسخهایی را قبول کند! 



نکته مهم
لازم به تذکر است که حتی محکمترین سوالات را نیز می‌توان با هذیان گویی و دلایلی مسخره و چرند و پرند، پاسخ داد و این کاری است که علمای کلام در آن استادند! و البته چنین پاسخهایی به درد خود آنها می‌خورد و ما در چنین مواقعی، قضاوت را می‌گذاریم به عهده عقل و شعور خواننده گرامی، به عنوان مثال، قبلا سوال بالارا که  بصورت زیربیان شده بود را جواب دادند!!!
در خطبه 67 نهج البلاغه آمده که حضرت علی رضی الله عنه  در مورد ماجرای سقیفه از یارانش مي‌پرسد که انصار در سقیفه چه گفتند؟ و آنها پاسخ مي‌دهند که انصار گفتند: زمامداری از ما و رهبری از شما مهاجرین انتخاب گردد پس حضرت علی  
رضی الله عنه  فرمود: چرا با آنها به این سخن رسول خداصلی الله علیه وسلم استدلال نکردید که آن حضرت درباره انصار سفارش فرمود: با نیکان آنها به نیکی رفتار کنید و از بدکاران آنها درگذرید و در اين هنگام یارانش از حضرت علي  رضی الله عنه  پرسیدند: چگونه این سخن آنها را از زمامداری و خلافت دور می‌کرد كه حضرت علی  رضی الله عنه  در پاسخ مي‌گويد: اگر زمامداری و حکومت در آنان بود سفارش کردن در مورد آنها معنایی نداشت.
حال ما در اینجا طبق گفته خود حضرت علی
رضی الله عنه می­گوئیم: اگر خلافت فقط منحصر به اهل بیت پیامبرصلی الله علیه وسلم بوده است پس چرا اینقدر پیامبرصلی الله علیه وسلم در مورد اهل بیت سفارش می‌کرده است (شیعه نیز دائم به این سفارشات اشاره دارد) اگر خلافت در بین اهل بیت می بود سفارش مکرر در مورد آنها معنایی نداشت، و به طور مثال ممکن بود مردم در غدیر خم یا جاهایی که شیعه معتقد است علی  رضی الله عنه  به عنوان خلیفه بلافصل معرفی می‌شده است به پیامبرصلی الله علیه وسلم بگویند: تو می‌بایست سفارش ما را به علی بکنی نه سفارش او را به ما، چونكه او پس از تو خلیفه و حاکم بر ما خواهد شد و بايد مراقب ما باشد. پس طبق این سخن حضرت علی  رضی الله عنه  نتیجه می‌گیریم که دستوری از سوی خداوند یا پیامبرصلی الله علیه وسلم مبني بر خلافت در اهل بیت نبوده است، و شما نیز نمی‌توانید سخن حضرت علی رضی الله عنه را قبول نکنید. در اين مورد نيز شيعه جوابي ندارد.
جناب دکتر حسینی قزوینی در شبکه ماهواره‌ای ولایت در تاریخ11/5/1389 هجری شمسی حدود ساعت 20 برنامه‌ای داشتند که به تلفن بینندگان و شبهات مطرح شده پاسخ می‌دادند، شخصی در این برنامه تلفن کرد و سوال فوق را از ایشان پرسید و جناب قزوینی همان هذیان و پاسخهای مسخره همیشگی را دادند بدینصورت که در مورد انصار گفته شده با نیکان آنها به نیکی رفتار کنید و از بدکاران آنها درگذرید و چنین چیزی که در مورد اهل بیت گفته نشده!!!
سوال ما واضح بوده و صحبت از سفارش در مورد انصار
رضی الله عنهم  است، خود حضرت علی  رضی الله عنه  فرموده: اگر زمامداری و حکومت در آنان بود سفارش کردن در مورد آنها معنایی نداشت. خواننده دقت کند که حضرت علی  رضی الله عنه  زمامداری را گفته و سپس بطور صریح به سفارش در مورد ایشان اشاره دارد یعنی در واقع خود حضرت علی  رضی الله عنه  جمله با نیکان آنها به نیکی رفتار کنید و از بدکاران آنها درگذرید را به سفارش کردن معنا نموده است و آنرا نوعی سفارش دانسته اند و سوال ما نیز همین است که بنابراین طبق همین سخن حضرت علی  رضی الله عنه  پس اگر زمامداری در اهل بیت بود سفارشات دائم پیامبرص در مورد ایشان معنا نداشت، پس سوال تنها در مورد سفارشات پیامبررصلی الله علیه وسلم در مورد ایشان است، آیا شما این جمله پیامبررصلی الله علیه وسلم در مورد انصار را سفارش می‌دانید یا خیر؟ خود حضرت علی  رضی الله عنه  در این خطبه آنرا سفارش دانسته است، حال جناب قزوینی می‌گوید نه در مورد اهل بیت چنین جمله‌ای نیامده و در واقع کاری با بحث سفارش و سوال ما نداشته و اصلا رفته سر موضوعی دیگر و البته دلیل آن کاملا روشن است، چون سوال ما جوابی نداشته است.
البته من از نزدیک، شاهد نکته بسیار چندش آوری در خوارج حزب اللهی بوده­ام که در برابر محکمترین استدلالهای قرآنی و روایی و عقلی، موضع گرفته، انکار کرده و مسخره می‌کنند ولی با مشاهده چرندیات و هذیانهایی مانند پاسخ آقای قزوینی، خوشحالی و جار و جنجال براه می­اندازند! البته از انسانهای احمق، بیشتر از این انتظاری نیست!
به هر حال ذکر این موضوع برای این بود تا متذکر شویم که چنانچه بقیه پاسخهای شما نیز همینگونه هذیان گویی و بازی با کلمات باشد برای ما ذره ای ارزش نخواهد داشت و قضاوت در خصوص پاسخهای بی سر و ته شما به عهده شعور خوانندگان.

 


برگرفته از کتاب:
                        دوباره سُرخاب و سفيد آب(علی حسین امیری)

مطالب مرتبط

آیا حضرت علی سکوت کرد تا دین از بین نرود؟



آيا پيامبر صلي الله عليه وسلم بعد خود خليفه انتخاب كردند؟


ابوطالب مسلمان بود یا کافر؟



نویسنده: 
 محمد باقر سجودى
شیعه ای بعد از خواندن کتاب روزهای پیشاور کمی فکر کرده که چرا علمای مذهبش  ابوطالب را مسلمان میدانند؟  او سپس  بعد از لعنت فرستادن بر سجودی بخاطر اینکه در دلش دانه شک را کاشته از ملایان شیعه در سایت ولی عصر  این سوال را پرسیده است: پس از خواندن نوشته های این ملعون این سوال برایم پیش آمد که ابو طالب و عبد المطلب اگر موحد و بر مذهب حنیف یعنی دین حضرت ابراهیم بودند، ولی بر دین مسیحیت که دین حقه آن زمان بوده، نبودند.

پس نمی‌توان آنان را از مهتدین دانست. البته نباید در جواب گفت که مسیحیت آن زمان تحریف شده بوده، چون دین حضرت ابراهیم هم در آن زمان کامل و دست نخورده در اختیار آنان نبوده. لطفا در صورت امکان هرچه سریع‌تر این مساله را برای من روشن کنید.

پاسخ شیعه:
كسانی كه ابوطالب را مسلمان نمیدانند از قرآن به دور هستند !‌زیرا خداوند اسلام را دیدن حضرت ابراهیم معرفی كرده است و اسلام از تمامی ادیان برتر است ! «ملة أبیكم ابراهیم هو سماكم المسلمین» ولی به علت اینكه مردم عادی طاقت و معرفت عمل به این دین را نداشتند، تنها برای ذریه حضرت ابراهیم تشریع شده بود !

پاسخ اهل سنت:
در این شکی نیست که ما بر ملت ابراهیم هستیم و  حضرت ابراهیم هم مسلمان بود، اما مردم مکه به شمول ابوطالب و عبدالمطلب، فقط ادعای پیروی از دین ابراهیم را داشتند، ولی عملا بر همان دینی بودند که دین دشمنان ابراهیم بود اگر مردم مکه مسلمان بودند پس پیامبر چرا  با آنها جنگیدیا آنها چرا با پیامبرجنگیدند؟!
و هیچکس نگفته که بین ابوطالب و ابولهب  کوچکترین اختلافی در امور دینی بود پس ابوطالب بر دین ابولهب و ابولهب بر دین ابی طالب بود!
اما شیعه چون جواب ندارد و در تنگنا است، پس چنین هذیان گونه سخن میگوید.
 زیرا از  عقاید مهم شیعیان یکی هم این است که اجداد حضرت علی همه موحد و یکتا پرست بودند، اما زندگی نامه ابوطالب و عبدالمطلب کاملا خلاف این ادعاست،


از همه خنده دارتر این جواب ملای شیعه است: 
مردم عادی طاقت و معرفت عمل به دین  ابراهیم را نداشتند، و دین ابراهیم  تنها برای ذریه حضرت ابراهیم تشریع شده بود !
این حرف سراسر هذیان است! اگر اسلام دین ابراهیم است پس دین اسلام برای  همه جهانیان است  و این فرض مسخره که  اسلام ابراهیم، فقط برای فرزندان ایشان بود، فرضی  کاملا بی معنی است.
ولی حتی اگر این سخن پوچ را قبول کنیم باز یا  ابوطالب بر دین ابراهیم نبود و یا ابولهب هم بر همان دین حنیف بود! چون همانطور که گفتیم بین این دو شخص، هیچ اختلافی در امور عقیدتی سراغ نداریم.


پس تنها یک راه برای شیعه باقی میماند و آن اینکه ادعا کند ابوطالب قبل از وفات مسلمان شد، که این ادعا اگر درست باشد  ؛که نیست؛  ولی باز سودی برای شیعه ندارد چون در این صورت نیز باید شیعه قبول کند پدر  حضرت علی، روزگاری بت پرست بوده! ولی شیعه از بس که غلو دارد این حقیقت ساده را قبول نمیکند و  به جایش جوابهای بی سر وته میگوید!!
اما از نظر اهل سنت، ابوطالب بر کفر مرد و  اهل سنت از ایمان نیاوردن او غمگینند، زیرا او به اسلام خدمت کرد، ولی با وجود این خدمت عظیم، چونکه  کافر از دنیا رفت پس از جهنم نجات نیافت.
بر اساس حدیث صحیح،  ابوطالب کمترین عذاب را در جهنم دارد و فقط تا غوزک پا در آتش است، اما با این وجود، باز بخار جهنم از دماغش بیرون میزند...... پناه میبریم به الله از حال اهل نار
islamtxt@islamtxt.net | www.islamtxt.net © 2009-2010


سؤالاتی که باعث هدایت شیعیان شد (7)



نویسنده: 
 على حسين اميـــرى
تنها هنر علمای مدعی تشیع و کسانی چون جناب قزوینی، جدا کردن احادیث ضعیف و نامعتبر از کتب اهل سنت است، ولی همین آقایان احادیث فراوانی در کتب خودشان دارند که بر ضد عقایدشان است ولی به روی مبارک خود نمی آورند و همه را هر طور که شده ماست مالی و باطل می کنند، 

--- آخوندهای رافضی به نکاح موقت و صیغه عقیده دارند ولی در کتب خودشان مطالبی بر خلاف آن وجود دارد، همچون اینکه: اميرالمؤمنين مي فرمايد: (حرم رسول الله يوم خيبر لحوم الحمر الأهلية و نكاح المتعة)، یعنی حرام کرد رسول خدا در روز خیبر، گوشت خر اهلی و نکاح متعه را (تهذيب 2/186، استبصار3/142 وسائل الشيعة 14/441) 
و از امام صادق  پرسيده شد: «آيا مسلمانان در زمان رسول خداص بدون شاهد ازدواج ميكردند؟ فرمودند نخير».(تهذيب 2/189) طوسي در توضيح اين روايت مي گوید: «منظور از سؤال نكاح دائم نيست، بلكه ازدواج مؤقت است، لذا اين روايت را در باب متعه آورده است» عبدالله بن سنان مي گويد از امام صادق-  درباره متعه پرسيدم فرمودند:( لا تُدنّس نفسك بها) نفس خود را با آن كثيف مگردان.(بحار الانوار100/ 318)
«از عمار روايت است كه گفت امام صادق فرمودند:(قد حرمت عليكم المتعة) تحقيقا متعه برشما حرام شده است.(فروع كافي 2/48، وسائل الشعية 14/450) 
امام صادق اصحاب خودشان را همواره سرزنش مي كردند و از صيغه كردن بر حذر مي داشتند لذا مي فرمودند: «آيا يكي از شما خجالت نمي كشد كه در جاي پنهان و شرم آوري ديده شود آنگاه اين كردار ناپسند او به حساب برادران و ياران صالح و نيكو كارش گذاشته شود؟!»(فروع كافي 2/44. وسائل الشيعة 14/ 450) 
هنگامي كه علي بن يقطين از امام رضا درباره متعه پرسيد جواب دادند: «ما أنت وذاك؟ قد أغناك الله عنها» تو را با متعه چه سر وكاري است، خداوند تو را از آن بي نياز كرده است.(فروع كافي 2/43، وسائل الشیعه 14/449) وقتي عبد الله بن عمير به امام باقر گفت:«أيسرّك أنّ نساءك و بناتك و أخواتك و بنات عمك يفعلن؟-اي يتمتعن- فأعرض عنه ابوجعفر حين ذكر نساءه و بنات عمه»-آيا خوشحال مي شوي كه همسران و دختران وخواهران و دختران عمويت اينكار را بكنند؟! يعني متعه كنند، امام باقر وقتي اين را شنيدند چهره خودشان را برگرداندند. (فروع كافي 2/42، تهذيب 2/186)

---- یک سری از احادیث هستند که حاوی روابط گرم میان حضرت علی و  خلفا می باشند همچون تمجید از یکدیگر، طلب آمرزش و غیره...، شما می گوئید اینها توسط بنی امیه جعل شده اند!! ولی چنانچه از شما سوال شود که چرا حضرت علیدر زمان خلافتشان، مطالب و عقاید مورد نظر شما را بیان نکردند (مانند احراق بیت و قتل محسن و غصب خلافت و غصب فدک و...) شما فوری می گوئید که ابوبکر و عمردر میان سپاه علی و در میان مردم طرفداران زیادی داشته اند و بنابراین حضرت علی نمی توانسته صراحتا چیزی بگوید!! حالا آیا بنی امیه می آید حدیثی جعل کند که بیانگر دوستی علی با خلفا باشد یا دشمنی آنها با علی؟! تا بتواند سپاه علی را نابود کند؟ سپاهی که به قول خودتان طرفداران شیخین در آن بوده اند. اصلا به نظر ما احادیثی که حاوی دشمنی میان حضرت علی و خلفاست ساخته بنی امیه می باشد و نه احادیثی که بیانگر دوستی و اتحاد علی با خلفاست! 

---- رسول اکرم فرمودند: به صورت مداحان خاک بپاشید. ، عربی بادیه نشین حضور پیامبر خدا آمد و گفت: مگر نه این است که تو از جهت والدین از همه ما بهتر و از جهت اولاد از همه ما شریف تری؟ در ایام جاهلیت بر ما مقدم بودی و هم اکنون در اسلام رییس ما هستی! رسول اکرم از این سخنان تملق آمیز خشمگین شد و به مرد اعرابی فرمود: زبانت در پشت چند حجاب قرار دارد؟ جواب داد دو حجاب، یکی لب و دیگری دندانها! فرمود: هیچیک از این دو مانع، نتوانست شدت زبان تو را از ما بگرداند؟ سپس فرمود به حقیقت بین تمام آنچه که در دنیا به فردی اعطا شده است هیچ چیز برای آخرت او زیانبارتر از طاقت زبان و نفوذ کلام نیست. آنگاه حضرتش برای آنکه مرد را ساکت کند و به آن صحنه ناراحت کننده خاتمه دهد به علی فرمود: برخیز و زبانش را قطع کن! آن حضرت حرکت کرد و چند درهمی به وی داد و خاموشش ساخت. (قابل توجه مداحان) «آسیبهای اجتماعی و درمان آن. احمد بحرینی دشتی. قم. موعود اسلام 1385 ص 307 »
پیامبرصلی الله علیه وسلم در زنده بودنشان از سخنان راست یک عرب برآشفتند، چرا شما از صبح تا شب بالای سر قبر جعلی اینهمه امام و امامزاده به بهانه مداحی، دروغ به هم می بافید؟ 
پیامبرصلی الله علیه وسلم در زنده بودنشان راضی به این ستایشها نبودند،اینهمه امام و امامزاده آیا راضی به این مخارج سنگین روی قبر خود هستند؟ و یا اعمال شرک آمیزی چون توسل و واسطه؟! 

--- آیا جمع آوری قرآن توسط خلفا جزء کارهای نیک و محسنات ایشان نبوده است؟ به اینکار ایشان چه اَنگی می زنید و چه ایرادی می گیرید؟! هر ایرادی بگیرید در واقع کافر شده اید، چون به اجماع مسلمین، قرآن همین است و بس و حتی حضرت علی نیز در دوران خلافتش آنرا امضاء و تایید کرده و تغییری در آن صورت نداده است، چون چه چیز مهمتر از نجات قرآن بوده، اگر خلفا آنرا درست جمع نکرده بودند؟ پس باید معترف شوید اینکار خلفا بسیار ارزنده و نیکو بوده، فقط همین اعتراف شما کافیست، البته اگر بتوانید و جانتان به هنگام اعتراف بالا نیاید..آخوندهای رافضی اعمال نیک ابوبکر و عمررضی الله عنهما را بیان نمی کنند تا مبادا کسی در ذهنش جرقه ای بخورد و بخواهد به دنبال بقیه اعمال نیک ایشان برود و در نتیجه متوجه کلاهی که سرش رفته بشود.
islamtxt@islamtxt.net | www.islamtxt.net © 2009-2010
لینکهای مرتبط


ملعون کیست؟ (3)



نویسنده: 
 محمد باقر سجــــودی
13- امام مسلم از جابر بن عبد الله رضی الله تعالى عنهما نقل میکند که او گفت «لعن رسول الله صلى الله علیه وسلم آكل الربا وموكله وكاتبه وشاهدیه. رسول الله رباگیر و ربا ده و  قراداد نویس و شاهدان  را لعنت نموده اند. چهار گروه بخاطر  ربا مشمول لعنت الله شده اند، دسته اول نزول خورها، دسته دوم ربا دهنده ها و دسته سوم کاتبان یا عاملان ربا و دسته چهارم شاهدان معامله ربا.

که البته داخل نمودن کاتبان ربا  در زمره لعنت شدگان،  از اعجازهای نبوت است زیرا آنوقت ها کی میدانست که بانکها پدید میاید و  ربا در کامپیوترها نوشته و ثبت میشود؟ و اگر لفظ کاتب نمیامد کارمندان بانکها میگفتند بما چه! یکی ربا میدهد و یکی میگیرد  در این وسط ما گناهی نداریم!
اما اسلام هر 4 صنف را مشمول لعنت میداند و شما ای خواننده ببین چه خیل بزرگی در کشورهای اسلامی لعنتی شده اند  اینهمه بانک داریم و باز هر روز بانکهای جدیدی  مثل قارچ سبز میشوند! این بانکها، کارمندها دارند و مراجعه کنندگان  بیشمار... پس ببین که چه تعداد از امت محمد بدست خود خود را ملعون کرده اند؟
اهل سنت ربا را حرام قطعی میدانند و  اما علمای شیعه ربا دادن به کفار را جایز میدانند ولی ربا بین مسلمانها در نزد آنها نیز حرام است اما حیرت در این است که 30 سال از انقلابشان  گذشته و باز هم نزول خوری با شدت هرچه تمام تر  بینشان رواج دارد پس از این معلوم میشود که علمای شیعه حتی به قانونهای خودشان نیز پایبند نیستند و میخواهند به هر قیمتی(ولو به قیمت زیر پا نهادن شرعیت مورد قبول خودشان )مردم شیعه را ملعون کنند.
و ربا اضرار بسیار بدی دارد و ما در اینجا درباره ضررهای ربا نوشته ایم: 


17 – ناسزا گویی به اصحاب پیامبر سبب لعنت را برای گوینده آن میشود، این فرموده پیامبر است :
[ من سب أصحابی فعلیه لعنة الله والملائكة والناس أجمعین ] السلسله صحیحه حىیث شماره 2340  صفحه 446 جزء 5
نبی اکرم فرمود: هر کس که اصحاب مرا دشنام دهد پس بر او باد لعنت الله و فرشتگان و همه مردم
شیخ آلبانی این حدیث را صحیح تشخیص داده است.
و حق هم هست که چنین انسان شقی و بدکاری، مستحق لعنت شود، زیرا از فطرت بشری یکی هم این است که جواب خوبی با بدی داده نمیشود و برای همین در تمامی اقوام، با هر فرهنگ و دین و آیینی،  از سیاه و سرخ و سفید و زرد از آسمانخراش نشین لندن تا  جنگل نشین آمازون، همه آدمها احترام به پدر و مادر را پسندیده میدانند! چرا؟ چون پدر و مادر پیوسته فرزندانشان احسان و نیکویی  میکنند و نسبت به آنها مهربان هستند پس  بر اساس قانون فطرت، جواب خوبی خوبی است و قرآن با تعجب میپرسد: «هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ» آیا جزای نیکی جز نیکی است؟!«الرحمن/60»
و حالا سوال اینجاست آیا صحابه بما خوبی کرده اند یا بدی؟ آیا این بدی است که ما را از پرستش آتش و عروسی با خواهر و خواهر زاده نجات داده اند؟ آیا این بدی است که بهترین دستورات را برای ما آورده اند؟ اگر مخاطب سوال مجوسی باشد باز میتواند بگوید بله! این بدی بود!!


اما مسلمان که اسلام خود را از فدکاری یاران رسول الله دارد آیا جواب خوبی را با فحش باید بدهد؟ پس این چنین شخصی در میزان عقل مستحق لعنت است یا نیست؟ شما بگویید.
اما متاسفانه علمای شیعه نه فقط به پیروان خود لعن فرستادن به اصحاب را یاد داده اند که حتی اینکار را ثواب میدانند و تسبیح میاندازند و عوض اینکه  صدبار بگویند سبحان الله  صدبار میگویند لعنت بر فلان!!
آن تعدادی که به خلفا و اصحاب وازواج رسول الله سب ولعن میکنند  یکصدمش را، یکهزارمش را نثار ابوجهل نمیکنند در حالیکه ابوجهل میخواست شیعه را از خیر کثیر یعنی  از اسلام محروم کند!
و روزی نشنیدیم ونخواندیم که شیعه ها بر ابوجهل وابولهب سب ولعن کنند،
اگر سب ولعن ثواب دارد براینها سب ولعن کنید که کفر آنها به نص قرآن ثابت است و پیامبران وپیروان آنها را سخت ترین اذیت و آزار میرساندند.
ابوجهل وابولهب تا به مرگشان یکدم از اذیت و آزار رسول الله وپیروان او دست بردار نبودند و با آنها جنگیدند و آنان را مجبور کردند که شهر و خانه وکاشانه خود را رها کنند وهجرت نمایند چرا به آنها سب ولعن نمیکنید؟ اگر از لعنت فرستادن کسب ثواب را امید دارید چرا تیر لعنت را متوجه آندو نمیکنید؟

چرا بطور خاص کسانی را سب و لعن میکنید که اسلام را به ما آوردند و رساندند آیا اسلام چیز خوبی است وکسانی که اسلام را آوردند خوب نبودند آیا چنین چیزی را عقل ومنطق قبول میکند
کسانی را سب ولعن میکنید که خداوند ستایش وتعریف آنها را در دهها آیات قرآن بیان نموده و آنها را وعده جنت داده .
کسانی را سب ولعن میکنید که در سفر وحضر وجنگ وسلم وخوشی وناخوشی با رسول الله صلى الله عليه وسلم همراه بودند.
و زمانی همراه رسول الله بودند که در پیش رسول الله هیچ منصب واموالی نبود همراهی با رسول الله از داشتن آتش در كف دست هم سختتر بود. بعد از این توضیح،پس ما هم  به پیروی از پیامبر میگوییم:
لعنت الله و فرشتگان و همه مردم به آنکسانی باد که صحابه را ناسزا گفته و بدون توبه از جهان رفته اند.


18- سالها پیش کتابی بزبان اردو درباره لعنت شدگان خواندم ، نویسنده همه افرادی را که مشمول لعنت میشوند را با استناد  به حدیث صحیح، ذکر کرده بود.
حالا آن کتاب را ندارم نمیدانم کجا از من جدا شد، اما بخوبی بیاد دارم که از خواندن کتاب غمگین شدم زیرا دیدم 95 درصد کارهای که موجب لعنت میشوند در مردم ایران (شیعه ها) موجود است
این عبدالرحمن راسخ، در یک بخش  کتاب خود با استناد به حدیث (یا با استنباط از حدیث) نوشته بود: هرکس اهل بیت را دشنام دهد او ملعون است،در دل خوشحال شدم که الحمدلله شیعه ها (چونکه  دوستدار اهل بیت هستند) حداقل در اینجا ملعون نیستند، اما ناگهان بیاد آوردم که شیعه اگر علی و فاطمه را دوست دارد با عایشه و حفصه دشمن است و آنها را دشنام میدهد پس این صفت هم بر او منطبق است یعنی دوستدار اهل بیت نیست که دشنام دهنده به اهل بیت است! و دشنام دهنده به اهل بیت ملعون است.

ملعون کیست؟(2)



نویسنده: 
محمد باقر سجــــودی
 7 - زنی  كه بشوهرش تمكین ندهد، و شوهرش ناخشنود از او بخواب رود، آن زن را فرشتگان تا صبح لعنت میکنند، در این باره رسول اکرم (صلى الله علیه وسلم) فرمودند: «اذا دعا الرجل امرأته إلى فراشه فأبت فبات غضبان، علیها لعنتها الملائكة حتى تصبح». (البخاری ومسلم).
هرگاه مردی زنش را به بستر خود بخواند و او امتناع نماید و مرد خشمناک شب را بسر آورد، فرشته ‌های خدا تا صبح زن را نفرین خواهند کرد.

خوشبختانه با این دستور، شیعه ها  نیزبا ما موافقند، منتهی چون به مرض زیاده روی مبتلا هستند باز از حدود گذشته  و از طرف دیگر بام، به  درون چاه غلو میافتند یعنی خیلی از علمایشان، آنقدر از زن تمکین میخواهند که اگر حیض بود، دبر را نیز حلال میکنند!! و باز بنحوی دیگر مشمول لعنت میشوند زیرا:
8 – الله مردی را که با زنی ( هر زنی،  ولو که همسر باشد) از راه غیر فطری جماع نماید را لعنت کرده است.
و متاسفانه این کار زشت و غیر فطری  را علمای شیعه اجازه داده اند، تا مردان شیعه را لعنتی کنند، در این باره در اینجا مفصل نوشته ام:   http://islameonline.blogspot.com/2010/11/blog-post_7905.html

9 -  مردانی که بشکل زنان آرایش  یا رفتار میكنند و  زنانی که به شکل مردان در می ‌آیند(در لباس و حرکات و ادا و اطوار و غیره)  توسط خداوند لعنت شده اند:«لعن الله المتشبهین من الرجال بالنساء والمتشبهات من النساء بالرجال ». رواه البخاری

10-  زنانی  كه فراوان به قبرستانها میروند را رسول الله صلی الله علیه وسلم لعنت نموده اند: عن أبی هریرة (رضی الله عنه) «أنَّه صلى الله علیه وسلم لَعَنَ زُواراتِ القبور». (النسائی وأبوداود والترمذی).
از ابوهریره منقول است که پیامبر زنانی  را به كثرت  به قبرستانها میروند را نفرت کرده است.
البته اگر زنان به ؛نیت پند گرفتن؛ گهگاهی به قبرستان ها بروند این پسندیده است، اما افراط در این کار، لعنت را بهمراه دارد زیرا معمولا زنانی که پیوسته به قبرستان میروند هدفشان عبرت گرفتن نیست و معمولا این زیاد روندگان، یا از زمره زنانی هستند که در عزاداری غلو میکنند و یا  از آن دسته از زنان هستند که برای حاجت خواهی به قبرستان ها میروند!!


11-  حضرت ابو موسی اشعری ؛در بستر مرگ؛ سرش بر زانوی یکی از زنان اهل بیتش بود، ناگهان حالش خیلی بد شد، آن زن با صدای بلند، جیغ و شیون زد و فریاد کشید و ابوموسی در حالت نیمه بیهوشی او را نگاه میکرد، اما نمیتوانست منعش کند،ولی وقتی به هوش آمد  گفت:
«لعن  رسول الله ( صلى الله علیه وسلم) من حَلَق أو سلق وخرق». (النسائی و احمد و أصله فی مسلم).
 یعنی :پیامبر (صلى الله علیه وسلم) کسی را که «بهنگام فوت یکی از بستگانش» پوست خود را بخراشد، بر صورت خود بزَند و یقه خود را پاره کند و مو و پوست خود را بِکَنَد، لعن کرده است».

و در حدیث دیگر ابوموسی اضافه میکند:از چنین شخصی، رسول خدا بیزار است و  کسیکه پیامبر از او بیزار است، من هم از او بیزارم!
و میبنیم متاسفانه این صفت بد، در بدترین شکل خود در ایران وجود دارد، دسته های عزاداری به راه میاندازد جیغ میزنند، داد می کشند، به سر و روی خود میکوبند! حتی که با قمه سر خود را میشکافند و با زنجیر پشت خود را میخراشند خود را به درون گِل و خاک می اندازند و خیال میكنند كارشان ثواب دارد! در حالیکه برعکس است و دارند لعنت میشوند و خود خبر ندارند( پناه میبریم به الله از این گمراهی)

12-   پیامبر (صلى الله علیه وسلم) می ‌فرماید: «لعن الله المحلل والمحلل له». (أبوداود واحمد والنسائی والترمذی وابن ماجه).
خداوند،کسی که زن طلاق داده شده را برای شوهرش به طریق حیله حلال نماید، و مردی که این کار برای او انجام میشود را لعنت نموده است.

منظور این است که  زنی که سه بار طلاق شده، برای همسر اولش براساس نص قرآن، حرام است مگر آنکه زن، با مرد دیگری ازدواج کند و آمیزش هم صورت گیرد و شرط مهم این است که مرد و زن (هر دو) به قصد جدایی عروسی نکرده باشند.
حالا اگر آن مرد دوم، زن  را طلاق دهد.در این حالت  شرعاً جائز است  كه زن، دوباره با شوهر اول خود ازدواج نماید:
﴿فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَیرَهُ﴾. (البقرة: ۲۳۰).
معنی: اگر شوهر برای بار سوم او را طلاق داد پس از آن دیگر آن زن برای او حلال نیست تا اینکه با شوهری غیر از او ازدواج کند. اما آنچه که  را كه الله لعنت فرموده، این است که بعضی ها برای بی اثر کردن و دور زدن  این قانون، کلاه شرعی درست میکنند!و با زنی که سه بار طلاق شده فقط با این نیت عروسی میکند که زن را برای شوهر اولش دوباره حلال کنند،
و به این نیت، یک بار با او آمیزش نموده و طلاقش میدهند در چنین حالتی، محلل و شوهر اول، ملعون میشوند و زن هم اگر راضی باشد ملعون است.

و متاسفانه این كار  نیز، در مذهب شیعه حلال است و به هیچ وجه آنرا زشت نمیبیند  و چرا زشت ببینند ؟! شیعه ای که نکاح متعه دارد!!  و آنرا ثواب میبیند!!! چرا باید شغل محللی را نپسندد؟
هر مرد شیعه میتواند( با صیغه كردن) نقش محلل یک ساعته را بازی کند و  خیال كند كارش ثواب است، در حالیکه دارد ملعون شود.
 و انا لله و انا الیه راجعون.



ملعون کیست؟ (1)


ملعون کیست؟ (1)


نویسنده: 
 محمد باقر سجودى
آنهایی که مذهب شیعه را پدید آوردند،(بعضی دانسته و برخی نداسته) در صدد ملعون نمودن پیروان مذهب  خود بوده اند، آنها هرچیزی را که رسول الله لعنت كرده، حلال  و جایز دانسته اند!! و بدترین چیزی که ممکن است دامنگیر انسانی شود، همانا صفت (لعنتی بودن) است.
چه خوش گفت آن پدر، (وقتی که دید دخترش زیر ابرو یس را برمیدارد)  که ای دخترم!
اگر  چشمت را کور شود،  مصیبتش کمتر  است تا اینکه زیر ابرویت را برداری  زیرا کور ملعون نیست اما نازک کننده ابرو به فرموده رسول الله ملعون است.
 پس مردم شیعه باید هوشیار باشند و با مطالعه  کتاب های اهل سنت، احکام حقیقی اسلام را بشناسند! خصوصآ که در ایران ما، لعنت کردن دیگران مثل خوردن نقل نبات، رایج است، حتی بعضی خودشان را هم لعنت میکنند و میگویند خودم کردم که لعنت بر خودم باد!!!!!! بنابراین لازم است که برای مردم نشان دهیم ملعون کیست تا مبادا  همان چیزی را که برای دیگران میخواهد، خودش به آن مبتلا شود.
پس این  متن این مقاله برای زندگی شما بینهایت لازم  است و عمل به آن  مفید بوده و دنیا و آخرت شما را ان شاء الله آباد خواهد نمود.و در این  چند مقاله  ما بشما ملعونین را میشناسانیم:
اول بیایید انواع و  معنی لعنت را بشناسیم:
لعنت بر دو نوع است:  اگر الله کسی را لعنت کند این یعنی اینکه آن شخص  را الله از رحمت خود طرد نموده و او همواره در عذاب است، مگر اینکه توبه کند.
اما انسانها، اگر کسی را لعنت کنند،  معنیش نفرین و فحش و دعای بد نمودن در حق آن شخص است
حالا حدیث اول درباره ملعونین را ببینیم: 
امام بخاری در صحیح خود این روایت را از عبدالله بن مسعود نقل نموده است:
حدثنا عثمان حدثنا جریر عن منصور عن إبراهیم عن علقمة قال عبد الله لعن الله الواشمات والمستوشمات والمتنمصات والمتفلجات للحسن المغیرات خلق الله تعالى رواه بخاری

عبدالله ابن مسعود از رسول الله روایت میکند که ایشان فرمودند:
 خداوند لعنت کرده بر:
1- کسی كه دیگران را  خالکوبى کند.
2- وكسى كه بر بدنش خالکوبى می ‌شود.
 3- و لعنت نموده است (كسانی را که موی ابروی دیگران را می ‌کنند «بر می‌دارند»
 4- یا کسانی را که موی ابرویشان برداشته می‌ شود
 5- ولعنت نموده آنهایی را میان دندانهای خود فاصله می ‌اندازند یا آن را باریک می ‌نمایند ( به  خیال خوىشان زیباتر میشوند)
 6- و ایضا آنهایی كه خلقت خدا را تغییر می ‌دهند را الله  لعن کرده است.


چند نکته پیرامون حدیث:

-- علمای مذهب شیعه، تمام این اموری كه موجب لعنت است را  جایز و مباح قرار داده اند!!
 پس شما ببینید كه چند درصد مردم ما  مشمول این لعنت ها شده اند؟
مثلا در مذهب شیعه برداشتن ابرو حرام نیست،اما  از نظر پیامبر، زنانی که زیر ابروی خود را برمیدارند ملعون هستند،و در سابق اگر زنها ابروی خود را نازک میکردند، اما دخترها  قبل از عروسی دست به ابروی خود نمیزدند، ولی حالا  دختران نیز زیر ابرو برمیدارند، حتی شنیدم که کار به مردان هم رسیده و مردان هم زیر ابرو بر میدارند!!!!
خالكوبی كردن هم در مذهب شیعه جایز است،  و شنیدم حالا  در ایران بسیار  نیز رواج پیدا کرده است
 و الحمدلله فعلا این  مد که بین دندانهای خود فاصله بیاندازند، در دنیا رواج ندارد.
اما تغییر خلقت خدا! این در ایران بیش از هرجای دیگر دنیا وجود دارد، هزاران نفر دماغ خود را عمل میکنند بدون آنکه نیازی به آن باشد، فقط بزعم خود میخواهند زیباتر شوند و  این از مصداقهای بارز و آشکار تغییر خلقت است و این نکته را نیز بگوییم که برداشتن ابرو باعث میشود تا دماغ در چهره بزرگتر جلوه کند و آن لعنت شده ها! چون میبینند دماغشان بدترکیب شده ، (عوض اینکه از برداشتن زیر ابرو توبه کنند) دماغ خود را کوچک میکنند و تبدیل میشوند به یک آدم نیمه مصنوعی!!

و در سنن ترمذی نیز این حدیث صحیح را داریم:
(عن ابن عمر أن النبی صلى الله علیه وسلم قال لعن الله الواصلة والمستوصلة)
خداوند لعنت کرده کسی را که از موهای طبیعی، کلاه گیس میسازد و لعنت کرده زنی که چنین موهایی را به موهای خود پیوند زند.
البته گویا پیوند  تارهای که به رنگ موست، با موی طبیعی اشکالی شرعی ندارد.
البته این نکته را نیز بگویم که اگر انسان دچار یک نقص غیر عادی باشد مثلا دماغش کج باشد یا  موی ابرویش رشدی غیر عادی داشته باشد یا کسی که اصلا کچل باشد او میتواند چهره خود را اصلاح کند اما ما میدانیم 99 درصد و بیشتر  این دماغ عمل کردنها و کارهای دیگر  غیر لازم و  بی دلیل و بر اساس القآت شیطان است.  


 و همه این كارهای كه برشمردیم بدون استثناء در مذهب شیعه جایز است و خلاصه اینکه، علمای شیعه به  حدیث های  ما در باب لعنتی ها، هیچ اعتنایی ندارد! لذا  شیعه ها باید متوجه باشند که علمایشان با این بی اعتنایی، (  و بلکه خیلی وقت ها با تشویق مردم  به لعنت کردن  و  انجام کارهای  لعنت شده و مردود) از اسلام  خیلی فاصله گرفته اند و به حزب شیطان لعنت شده پیوسته اند!
 پس این زنگ خطری است برای عوام شیعه که مواظب  کردار و گفتار خودشان باشند.
کارهای لعنت شده  خیلی بیشتر از آن چیزهای است که در این مقاله نوشتیم ، پس این نوشته  هنوز ادامه دارد.....
اسلام تکس


انــــــــــــــــــيــشــــتـــــــــــــــن هــــــــم شـــــــــــــيعه شـــــــــد اما…!!!



(به گواهي حضرات آیات عظام ، شیخ لطف الله صافی گلپایگانی و شیخ علی صافی گلپایگانی که از شاگردان مرحوم آیت الله العظمی بروجردی بودند ؛  فیزیکدان و ریاضی دان بزرگ جهان،  آلبرت انیشتین به دست آیت الله العظمی بروجردی به آئین تشیع گرویده و بنا بر دستور معظم له  از بیان این مطلب تا اواخر عمر خود به دلیل حفظ جانش ، خودداری کرده است!!!!!!!!!!.
********************************************
اخیرا تحقیقات و پژوهشهای گسترده ثابت کرده که انشتین مخفیان شیعه شده بوده است!!.
چندی پیش همزمان با مرگ مایکل جاکسون پدر + مادر موسقی پاپ نیز افتخار شیعه شدن را کسب کرده بوده است!!.
ما سعی کردیم جاذبه های فراوان این مذهب جذاب و پر کشش را شناسایی کنیم که علت شیعه شدن این همه! عالم و دانشمند!! در طول تاریخ! چیست؟!.
در مقایسه با مذهب اهل سنت که اصلا در طول تاریخ کسی را جذب نکرده و توان نیروی جاذبه اش زیر صفر است!!! ملاحظه می شود که مذهب شیعه اثنا عشری برای هر کس و در هر قشری و هر گرایشی و هر سطحی نه تنها جاذبه که آدم ربا دارد! که طرف حتی اگر نخواهد نیز جاذبه های مذهب شیعه او را همچون آهن ربا میرباید وبه داخل دایره تشیع پرت می کنند!!.
از میان جاذبه هایی که تاکنون شناسایی شده مهمترینش اکتشافات خود انشتین است!! چون شخصیتی مانند انشتین را عوامل و انگیز های معمولی هرگز نمی توانستند جذب کنند!.
انچه که باعث جذب او  شد مغز استثنایی ملاباقر مجلسی بود!! چون روایاتی را که مجلسی جعل کرده آنقدر مهم و جذاب بود! که انشتین مجبور شد در برابر عظمت!!! این روایات دروغ سازان مذهب شیعه سر تسلیم فرود آورد!!!.
چون پدر فیزیک جهان سالهاى سال بدنبال دين؛ يا مذهبى بود كه افتخار كشف نظريه پیچده نسبيت خود را به او منسوب گرداند!!!!.
هر چه در قرآن گشت چیزی پیدا نکرد!! در روایات اهل سنت هم چیزی دستگیرش نشد!! کسی هم در میان جامعه اهل سنت در سطح علما و مراجع شیعه  همچون آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی و آیت الله بزرگ بروجردی پیدا نشد! که بتواند در اختراع وساخت بمب اتم نقش محوری ایفا کنند!.
تا اینکه سر انجام مجبور شد نظریه نسبیت خود را با بحار الانوار! علامه! مجلسی! تطبیق کند و اعتراف نماید که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی!!! یافت نمی شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه پیچیده نسبت را ارایه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند!! جل الخالق! چقدر پر مغز است این مذهب و این کتابهایی که روایات پیشوایان شیعه را در خود جای داده است! وچقدر پر مغز هستند سوژه سازان و دروغ سازانی که اینگونه روایات را ساخته و پرداخته اند!.
ما که هر چه فکر کردیم علت عناد 95٪ درصد امت اسلامی را نفهمیدیم که آخر چرا تسلیم حق نمیشوند! بخصوص صدها هزار عالم و دانشمندی که هر ساله از مسیحیت و یهودیت و کمونیستی و بوداييست و هندوایزم و غیره به سوي مذهب اهل سنت روی می آورند بیهوده وقت و عمر خود را تلف ميکنند؟! آخر چرا به مذهب شیعه که این همه عجایب و شگفتی در خود دارد روی نمی آورند؟!.
احتمالا علت اینکه نامه مهم انشتین 50 سال!! مخفی مانده و علت اینکه صندوق امانات سری انگلیس!! اجازه نشر این سند مهم را نمی دهد و هرگز هم نخواهد داد!!! همین است!.
چونکه اگر این گونه اسناد و مدارک به نشر برسد! قطعا در جهان کسی باقی نخواهد ماند و بلا استثناء همه شیعه خواهند شد!! بخصوص جوامع غربی به شمول ملکه الیزابت و مجلس لوردات و اعضاي حکومت انگلیس و تمام ملت های اروپا و امریکا و مجالس سنا و پارلمانها و دانشگاهها و مراکز تحقیقات و مطالعات و تمامي دانشمندان و محققان و دانش پژوهان و دانش جویان جهان مجبور خواهند شد به تبعیت از انشتین مذهب حقه (حقه را بعضي ها منصوب مي خوانند اما مرفوع يعني با پیش مطابق با اصل محتوا است) شیعه را بپزیرند!!!.
که در آن صورت ظهور امام زمان (عجل الله فرجه الشريف!) قطعی خواهد گردید! چون تمام ظالمان و ستمگران از بین خواهند رفت و دیگر دلیلی برای ترس و اختفای امام زمان (عجل الله فرجه الشريف!) باقی نمی ماند! که این امر مصادف با مرگ اهل سنت و وهابیت (= صهيونيست!!!) است!.
پس روشن است مخفی گذاشتن نامه و اسناد مهم زندگی انشتین با وجود اینکه پنجاه سال از آن میگذرد یک توطئه جهانی است که صهیونیست و وهابیت با هزینه های ملیاردی آنرا طراحی واجراء مي کنند تا جلو اسلام ناب را بگیرند! و از ظهور امام زمان (عجل الله فرجه الشريف!) جلوگیری کنند!!!.
ما قطعا برای  خنثی کردن این توطئه لنیک خبر مورد اشاره را  http://www.shia-news.com/fa/pages/?cid=16518
(كه با زحمت وتلاش پیگیر سایت موعود (4 شهريور 88 و «شیعه نیوز» با کد 16518    3 فروردین89  تهيه و)  نشر شده را برای شما می گذاریم تا شما نیز ملاحظه فرمایید و در خنثی کردن توطئه مذکور ما را یاری کنید!.
البته چند نکته را باید مورد توجه  قرار داد که در فهم ابعاد توطئه بسیار موثر خواهد بود.
1ـ اصل حدیث بحار الانوار در مورد معراج جسمانی رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه وسلم)بسیار قابل تامل است  منظور آن بخشی است که نظریۀ نسبیت زمان را برای پدر فیزیک جهان ثابت کرده است!!! پرسش این است که اینگونه روایات!! شاگردان انشتین و صدها و هزاران دانشمندی که هر ساله مسلمان می شوند را چگونه شیعه نمی کند؟!.
2ـ سوژه سازان و دروغ پردازان شیعه که در بدر دنبال فقرای بیمار آفریقا برای ساختن مستبصر اجاره ای میگردند و از خواب و تخیلات قهرمان می سازند نامه نگاری مفصل آیة الله بزرگ بروجردی با پدر فیزیک جهان از چشم آنان چگونه مخفی مانده است؟!
3ـ آنچه بسیار شگفت انگیز است و اهمیت دارد اینکه این کتاب مهم انشتین از یک عتیقه دار یهودی!!! خریداری شده است! آخر طبیعی است که عتیقه داران یهودی از خود ابن سبأ یهودی گرفته تا کنون همواره عتیقه جات فراوانی برای فروش دشته و دارند كه مهمترينش همين افسانۀ امامت و مهدویت جزیره خضراء  بود! اما باید از این عتیقه دار پرسید که چنین کتاب مهم و ارزشمندی که متعلق به پدر فیزیک جهان است  و داستان شیعه شدن او را فاش می کند چرا اینقدر ارزان فروخته شود؟! یک تابلو معمولی بلکه یک شماره ماشین در شرق ما بیست میلیون دلار فروخته شد آخر چنین اثر مهم و ارزشمندی چرا اینقدر ارزان فروخته شود؟!.
4ـ این عتیقه دار یهودی  حتما عتیقه جات فراوانی برای فروش دارد از آنجایي که این عتیقه مهم از دست او خارج گردیده و در صندوق امانات سری انگلیس!!! نگهداری می شود شخصا علاقمندم ایشان را بشناسم و یک سری عتیقه جات ارزان که قطعا از قیمت بازار  بسیار پایین تر خواهد بود از ایشان خریداری کنم. آدرس و مشخصات بنده را به ايشان لطف كنيد يا هماهنگی بفرمایید که خیلی خوشحال خواهد شد!!!.
5ـ برنامه خط شناس یارانه ای که خط انشتین را شناسایی و تایید کرده قطعا خط شیخ الازهر مصر در کتاب مراجعات و خط علمای اهل سنت پیشاور در کتاب شبهای پیشاور و خط مستر همفر انگلیسی را نیز می تواند شناسایی کند پس این نمونه های خط را کی تایید خواهيد کرد؟! البته قابل توجه است که از هیچکدام از شیخ ازهر و مستر همفر و علمای پیشاور حتی یک نامۀ چند سطری هم تا کنون منتشر نكرده اند!! احتمالا این دستخطها نیز در صندوق سری امانات انگلیس!! نگهداری می شوند و اجازه نشر آن داده نمی شود!!!.
6- خانواده دکتر حسابی پدر ریاضی ایران نیز که نام این نابغه بزرگ ایران زمین را در کتاب انشتین دیده اند حتما خوشحال شده و اسناد مهم دیگر متعلق به دوستی انشتین و حسابی عزیز را نیز بر ملا خواهند کرد آیا در بین آثار حسابی زیارت نامه وسایر عتیقه جات یافت شده است یا خیر؟!
7-بهای خرید این رساله را شرکت بنز وفورد پرداخته اند؟!! احتمالا به دلیل این است که انها مخفیانه شیعه شده اند و سر فرصت اعلان خواهند کرد!!.
8-باتوجه به گسترش رسانه های تصویری و قابلیت مستند سازی احتمالا  طی همین یکي دو ماه آینده پرفسور ابراهیم مهدوی! مقیم لندن! که این عتیقه به اسم ایشان در صندوق سری امانات انگلیس!!! درج شده است مصاحبه مفصلي با شبکه پرس تی وي يا سلام و امام حسین و ثامن و غيره انجام خواهد داد تا تمام هفت میلیارد انسان کره زمین در یک روز شیعه شوند!
9-تنها این یک جمله انشتین که می نویسد:… پس از 40 مکاتبه كه با جنابعالی بعمل آوردم اکنون دین مبین اسلام و آئین تشیع 12 امامی را پذیرفته ام … را اگر تابلو کنند وهمه جا نصب نمایند همه جهان شیعه خواهد شد! پرسش این است که کسانی که مستبصر بی سواد اجاره می کنندچرا اینکار را نمی کنند؟!.
10- در طول تاریخ مراجع شیعه برای بدست آوردن قدرت و حکومت همواره جنون وار تلاش کرده اند اما آیت الله بروجردی انشتین شیعی را از پذیرش ریاست جمهوری اسراییل منع می کند؟! عجب!!! شمایي که خود را برای حکومت مي کشید چطور شد که اینجا زهد حضرت آیت الله غالب آمد و از ریاست جمهوری اسراییل بوسیله انشتین تازه شیعه شده سر باز زد؟!!.
درحال که حضرت آیت الله خيلي راحت می توانست ، شیخ اسلام شیعه در جهان شود و با زور قدرت دولت اسراییل ولایت مطلقه فقیه تشکیل دهد! شگفت انگیز اینکه همین آیت الله بروجردی (به نوشته آیت الله سید ابوالفظل برقعی قمی در خاطراتش سوانح ایام) توسط بیگانگان به مقام عظمای مرجیعت می رسد!!! و شخصیت های مبارزی همچون آیت الله کاشانی و دیگران از صحنه دور نگه داشته می شوند!!.
تو خود حدیث مفصل بخوان ازاین مجمل.
طى دو سه دهه اى كه به توفيق خداوند با كتاب و مطالعه و مكاتب و انديشه ها آشنايى پیدا كرده ام چندین دین و مکتب و اندیشه را شناخته ام اما هیچ دین و مکتب و مذهبی را به وقاحت وسفاهت مذهب فرقه شیعه اثنا عشری (شاخه صفوی رافضی آن و نه شيعيان علوي و دوستداران واقعي  اهل بيت) ندیده ام .
البته در مکتب منحرف کمونیستی نيز هدف وسیله را توجیه می کند و این وجه مشترک این اندیشه کج و منحرف با مذهب اثنا عشری صفوی رافضی است که نه تنها در آن؛ هدف وسیله را توجیه می کند که از آن هم پا جلوتر گذاشته و به دروغ تقدس بخشیده! همچنانکه به زنا مشروعیت و تقدس بخشیده!!! و آنرا ازدواج! موقت نامیده است! و فاحشه گری را پیشه ای مقدس!  شرعی و رسمی دانسته که حتی سران و بزرگان دینی و سیاسی منسوب به این مذهب آنرا بر اساس نصوص شرعی! (و تراشیدن ثوابهای خیالی) که در اختیار دارند صیغه یا ازدواج موقت را به شدت ترویج می کنند و از آن به عنوان وسیله ای برای نزدیک شدن به هدف (شیعه کردن و شیعه نگه داشتن افراد ضعیف النفس) استفاده می کنند!!.
آري به دروغ هم تقدس بخشیده و آنرا تقیه نام نهاده اند و برای آن اجر و ثواب بی شماري جعل کرده و آنرا 90٪ دین دانسته اند (تسعة أعشار الدین فی التقیه) و از آن به عنوان وسیله ای برای نزدیک شدن و رسیدن به هدف استفاده می کنند!!.
اي دروغ و شر و تهمت، دين تو        بر تو بر مي‌گردد، اين نفرين تو
رد پای این اندیشه کثیف را در میان صدها و هزاران جلد کتاب تولید شده بوسیله سوژه سازان و دروغ پردازان رافضی صفوی به روشی میتوانید ملاحظه کنید  از بین دهها و صدها هزار حدیث و روایتی که به اهل بیت پیامبر(ص) نسبت داده اند جز موارد بسیار اندک و استثنایی بقیه همه دروغهایی است که ساخته وپرداخته و به نام آن بزرگوارن جعل کرده اند .
در این چند دهه اخیر از شایع ترین و شگفت انگیزترین موارد جعل شده کتابهایی همچون مراجعات از سید شرف الدین موسوی دروغ پرداز معروف عراقی است که سوژه آنرا اینگونه بتصویر کشیده که گویا بین او و شیخ الازهر فقيد مصر (سليم البشري) مکاتبات و مناظرات کتبی انجام گرفته است!.
کتاب دیگر شبهای پیشاور است که بوسیله فردی مجهول با نام مستعار سلطان الواعظین نوشته شده و تقریبا با همان روش و گویا مناظره ای کتبی بین او و بعضی علما اهل سنت پیشاور در پاکستان صورت گرفته است!!.
وکتاب دیگر گویا خاطرات یک جاسوس انگلیسی است که از زبان شخصی مجهول با نام مستر همفر انگلیسی جعل شده وگویا ثابت کرده که شیخ محمدبن عبدالوهاب مصلح بزرگ قرن دوازدهم نوکر انگلیس بوده است!!.
چندی پیش که مایکل جاکسون امریکایی بدنام و دیوانه معروف موسقی  پاپ مرد‍‍  ادعا کردند که او پبش از مردنش شیعه شده بود!!. مباركشون باد!.
اين هم كه ملاحظه فرموديد داستان مسخره دیگری بود كه جعل كاران بي حياي دشمن صداقت و راستي به تازگی جعل كرده اند كه گویا انشتین دانشمند و فیزیکدان معروف جهان اينقدر خنگ بوده که پر تناقض ترین مذهب دنیا!!! را بپذیرد مذهبی که در تمام اصول و فروع خود به ادیان بت پرست بودا و هندو و در باورها و عقایدش به مسیحیت و یهودیت تحریف شده بیشتر شباهت دارد تا دین اسلام!!!
نان و حلوا چيست اي شوريده سر؟       متقي خود را نمودن بهر زر
دعوي زهد از براي عز و جاه               لاف تقوي، از پي تعظيم شاه
تو نپنداري کزين لاف و دروغ             هرگز افتد نان تلبيست به دوغ؟
خرده بينانند در عالم بسي                  واقفند از کار و بار هر کسي
زيرکانند از يسار و از يمين                    از پي رد و قبول، اندر کمين
با همه خودبيني و کبر و مني                لاف تقوي و عدالت مي‌زني
سر به سر، کار تو در ليل و نهار            سعي در تحصيل جاه و اعتبار
دين فروشي، از پي مال حرام                 مکر و حيله، بهر تسخير عوام
إذا فاتک الحیا فافعل ما شئت )
وقتی حیای تو از بین رفت هر کاری دلت می خواهد انجام بده .
تکذیب خبر شیعه بودن انیشتین
ایرج حسابی،شیعه بودن انیشتین را تکذیب کرد.ایرج حسابی،فرزند پروفسور حسابی با بیان این مطلب گفت:من چنین حرفی را نزده ام و آن را تکذیب می کنم.در بعضی سایت های خبری،خبری از قول ایرج حسابی درج شده بود مبنی بر اینکه انیشتین توسط آیت الله بروجردی به دین مبین اسلام مشرف شده اما به دلیل حفظ جان انیشتین،آن مرجع گرانقدر انیشتین را از اظهار اسلام منع کرده بودند،که فرزند پروفسور حسابی بیان مطلب از قول خود را رد و این خبر را تکذیب کرد.
منبع:آرمان
اصلا هم نمي خواد خجالت بكشيد نيازي نيست!!!!!!!!!!!.

منبع:
http://haidari11.wordpress.com/2010/08/26/einstein/