‏نمایش پست‌ها با برچسب ب-خلفای راشدین. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ب-خلفای راشدین. نمایش همه پست‌ها


غذای ساده خلفای راشدين




مترجم: ابو عبدالفتاح عبدالله ريگی

غذای حضرت عمر بن عبدالعزيز  رضی الله عنه  بعد از نائل شدن به خلافت بسيار ساده و معمولی بود يک بار عمه ايشان آمدند در آنوقت روی سفره ايشان نان خشک و نمک و روغن زيتون بود عمه ايشان شروع به صحبت کرد و گفت که آيا غذای بهتری از اين نيست که بخوريد ؟ حضرت امير المؤمنين فرمود : عمّه ! نزد ما بهتر از اين چيزی نيست .(سيرت عمر بن عبد العزيز ص 62) حضرت عمر بن عبد العزيز انگور را خيلی دوست داشتند برای خريد انگور از همسرشان قرض خواستند . وی گفت ندارم و گفت شما که امير المؤمنين هستيد نداريد من از کجا بياورم ؟ حضرت فرمود : عذاب آخرت جلوی رويم است و اگر نه هنگام خلافت مال و زر زياد است .(البدايه و النهايه ج 9 ص 202)
يک بار زياد بن عبد العزيز برادر حضرت عمر بن عبدالعزيز  رضی الله عنه  خدمت ايشان تشريف آوردند و ديدند که روی سفره به غير از مسور و پياز چيز ديگری نيست برادرشان شروع به اعتراض کرد - حضرت عمر بن عبدالعزيز  رضی الله عنه  فرمودند ساکت شويد من نمی خواهم در آينده راز من فاش شود که از غذای ساده و بی تکلف و ساده من کسی مطلع شود (سيرت عمر بن عبدالعزيز ص 141 البدايه و النهايه ج 9 ص 209 و تاريخ خلفاء ص 559) يکی از راويان می فرمايد که حضرت عمر بن عبدالعزيز را در حال خطبه ديدم که قسمت گريبان و يقه اش وصله زده شده بود.(طبقات کبری للشعرانی ج 1 و تذکره الخلفاء ج 1 ص 113)
در زندگی هنگام قبل از خلافت , برای ايشان لباسهايي با قيمت 400 دينار و 1000 دينار می خريدند و ايشان می گفتند که خيلی کلفت و سخت است اما هنگام خلافت اگر لباسی به قيمت 10 يا 11 دينار برای ايشان می خريدند می فرمودند که خيلی نرم و لطيف و ملايم است . (تذهيب الاسماء ج 2 ص 20 البدايه و النهايه ج 9 ص 387 مروج اذهب للمسعودی ج 2 ص)196
يک بار ايشان لباسی با قيمت ( 8 درهم ) سفارش دادند وقتی آن را ديدند گفتند که خيلی ملايم است شخصی خنديد حضرت گفتند که شما احمقيد که بدون هيچ موردی می خنديد ؟ شخص گفت خير موضوع از اين قرار است که وقتی که شما در زمان شاهزادگی بوديد , لباس ابريشمی با قيمت 800درهم برای شما آوردم شما گفتيد که اين خيلی کلفت است ليکن امروز به لباس 8 درهمی می گوييد که خيلی ملايم و نرم است . (سيرت عمر عبدالعزيز ص 48) به همين صورت لباسهای فرزندانشان از جاهای مختلف پاره بودند که فرمودند : اي پسرم لباست را پيوند بزن . علامه شعرانی  رضی الله عنه  می نويسند که يک بار حضرت عمر بن عبدالعزيز رضی الله عنه  يکی از بچه ها را صدا زد وی حاضر نشد ايشان خادم را به دنبالش فرستاد هنگامی که او آمد پرسيدند : چه چيزی مانع تو شد اين که جواب مرا بدهی و جلويم شوی او در جواب گفت چون که لباسی برای پوشيدن نداشتم که بپوشم و خدمت شما حاضر شوم حضرت عمر بن عبدالعزيز  رضی الله عنه  بسوی يک لباس کلفت اشاره فرمودند که از آن استفاده کنيد .(طبقات کبری للشعرانی ج 1 ص 29).در طبقات ابن قتيبه دينوری آمده است که هنگام وفات شان برای يک ملاقات و ديدار کوتاه فرزندانشان را  خوستند که جمعاً 13 يا 14 پسر بودند عمر بن عبدالعزيز به طرف ايشان نگاه کرد در حالی که آنها از لباسهای قبطی مصری پوشيده بودند که ( بسيار ساده و کلفت بودند ) لذا چشمانشان پر از اشک شدند . (البدايه و النهايه ج 9 ص 214 احياء العلوم ج 3 ص 228 الامامه و السياسه ج 2 ص 130).

سادگی در لباس خلفای راشدین



 
مترجم: ابو عبدالفتاح عبدالله ريگی

گاهی چنين بود که دو تکه لباس براي پوشيدن ميسر نمي شد .
يک بار فاروق اعظم رضی الله عنه براي اقامه نماز جمعه تأخير داشتند بعد از جست و جوي مردم از ايشان جوابشان اين بود که :انَّمَا حَبَسَنِي غَسلُ ثَوبِي هذا و لم يکُن ثَوبٌ غَيرُهُ . يعني شستن اين لباس که آن را پوشيده ام باعث تأخير شده است چرا که به جز اين لباس لباس ديگري نداشتم .(سيرت عمر ص 20) حافظ ابن کثير مي نويسد که يک بار فاروق اعظم رضی الله عنه براي نماز جمعه دير تشريف آوردند و وقتي آمدند لباس نو و جديد پوشيده بودند و با اين لباسهاي نو بر بالاي منبر تشريف بردند. حضرت سلمان رضی الله عنه فرمودند شما به تمامي مردم فقط يک تکه لباس تحويل داديد حالا شما از کجا دو لباس نو و جديد آورده ايد ؟ فرمودند : من فقط يک لباس جديد داشتم که در مقابل ديگر مسلمانان به من رسيده بود ولي در رابطه با اين لباس ديگر رو به طرف عبدالله ( پسرشان ) کرده پرسيدند اين لباس دومي که من پوشيده ام آيا سهم شما نيست ؟ پسرشان عبدالله فرمودند : الّلهُمَّ نعم . به خدا قسم اين لباس سهم من است .از اين رفتار معلوم می شود که فاروق اعظم رضی الله عنه حتی در دوران خلافتشان نيز صاحب دو لباس نبوده اند .ابو عثمان نقل می کنند که من فاروق اعظم رضی الله عنه را در حالتي ديدم که لباس ايشان 12 وصله زده شده بود که بعضی از وصله ها رنگهای مختلف داشتند و بعضی از چرم بودند .(البدايه و النهايه ج 7 ص 132 اشهر المشاهير الاسلام ج 1 ص 427 - سيرت عمر ص 120 - طبقات کبری للشعرانی ج 1 ص 16 مروج الزهب ج 2 ص 213 و احيا العلوم ج 4 ص 228) حضرت حسن می فرمايند که من يک بار در دوران خلافت فاروق اعظم رضی الله عنه ايشان را در حال خطبه ديدم که لباسی را که به تن شان بود دوازده وصله و پيوند داشت .(منتخب کنزا لعمال ج 4 ص 405 و سيرت عمر ص 120 و تاريخ الخلفاء ص 68)
حضرت عمر رضی الله عنه سه وصله زده شده بود که نزديک يکديگر بودند و جمعاً لباس ايشان 14 پيوند داشت .(تهذيب الاسماء ج2 ص6 منتخب کنز العمال ج 4 ص 403 سيرت عمر ص 120 موطا امام مالک مع مستوي ج 2 ص 164 و موطا امام محمد چاپ کراچي ص 425) يک بار به اميرالمؤمنين فاروق اعظم رضی الله عنه اطلاع دادند که بر روي سفره يزيد بن ابي سفيان غذاهاي مختلفي گذاشته می شود . لذا ايشان به غلامی که نامش يرقاء بود فرمودند که به هنگام پهن کردن سفره يزيد به من اطلاع دهيد هنگامی که حضرت عمر رضی الله عنه را مطلع کردم به منزل ايشان تشريف بردند و بعد از عرض سلام داخل خانه شدند و آنها فاروق اعظم رضی الله عنه را نيز به ميل غذا با خودشان شريک نمودند بعد از فارغ شدن از گوشت و نان , گوشت کباب شده آوردند همين که يزيد می خواست کباب بخورد , فاروق اعظم رضی الله عنه دست او را گرفت و فرمودند : بعد از صرف يک نمونه غذا , ميل غذاهای مختلف ديگر بارنگ های متعدد خلاف سنت نبوی صل الله عليه وسلم است .(کتاب الاعتصام , ج 1 ص 428 منتخب کنز العمال ج 4 ص 402 و احياء العلوم ج 3 ص 90)

حضرت علی رضی الله عنه کارمند خويش عثمان ابن حنيف رضی الله عنه را از استعمال غذاهای متنوع منع فرمودند و عرض کردند که شما حالت غريبان را بنگريد که از يک نوع غذا هم محروم اند .( نهج البلاغه ج 3 ص 78)
هرمزان ( يکی از بزرگان خاندان شاهی کسری بود ) وقتی وی را دستگير کردند , با معيت و فدی او را به مدينه فرستادند و از اين وفد را حضرت انس رضی الله عنه و احنف بن قيس رضی الله عنه همراهی می کردند وقتی که به مدينه نزديک شدند , وفد وگروه به او گفتند که لباس وتاج شاهی و غيره را بپوشيد تا اهل مدينه از تو عبرت بگيرند هنگام ورود به شهر مدينه به همراه هرمزان به مسجد نبوی , به همراه هرمزان رفتند بعد از داخل شدن در مسجدنبوی , حضرت فاروق اعظم رضی الله عنه در آنجا خوابيده بودند . هرمزان پرسيد فاروق اعظم رضی الله عنه کجاست ؟ وفد به وی گفتند اين که خوابيده فاروق اعظم رضی الله عنه هستند . هرمزان از حالت زندگی شان پرسيد و بعد گفت : نگهبان و دربانش کجايند ؟ چون که او هيچ پادشاه و اميری را بدون دربان و نگهبان تصور نمی کرد . آنهايي که در آنجا حضور داشتند گفتند ايشان در ميان مردم زندگی می کنند و برای خودشان نگهبان نمی گذارند. در اين هنگام فاروق اعظم از خواب بيدار شدند و فرمودند : اين هرمزان است و فاروق اعظم رضی الله عنه از او سؤالاتی پرسيدند او گفت جواب می دهم اما اول به من آب بدهيد و اين طور نباشد که قبل ازنوشيدن آب مرا بکشيد . فاروق اعظم رضی الله عنه فرمودند (( جاي ترسي نيست . )) هنگامي که پياله آب را ديد , گفت : اگر بميرم , در چنين پياله اي آب نمي نوشم . بعد در پياله ديگري به از آب دادند . گفت بعد از نوشيدن آب مرا نکشيد و اين را مي گفت چونکه چندين بار عهد شکني کرده بود که باز هم فارق اعظم رضی الله عنه فرمودند تا وقتي که آب ننوشيده اي خطري تو را تهديد نمي کند . او گفت من آب نمي نوشم که با اين ماجرا حضرت فاروق اعظم رضی الله عنه جانش را بخشيد و وي مشرف به اسلام شد . ( اشهر مشاهير الاسلام , ج 1 ص 229) از اين واقعه ساده زيستن فاروق اعظم رضی الله عنه نمايان است که چه زندگي ساده و بدور از تکليفي داشتند و خورد و نوش حضرت در ظروف معمولي بود که پادشاهان وقت حتي حاضر نبودند به آن ظروف دست بزنند .
مرحوم حالي زندگي ساده خلفاء را به اين صورت بيان فرمودند :
نه کهانو مين تهي ان تکلف کلفت نه پوشش سي مقصود تهي زيب و زينت اميدوار لشکر کي تهي ايک صورت فقير غني سب کي تهي ايک حالت
مگا يا تها مالي نه ايک باغ ايسا نه تها جس ميت چهوتا برا کوئي پودا
در غذاها هيچ نوع تکلفي نداشتند نه در پوشاک هدف زيّ و زينت را داشتند .هنگام به صف ايستادن لشکر اميد لشکريان همه به يک نوع بود وحالت فقير و غني با هم برابر بود .همانند اين مي شود که باغبان باغي درست کرده است که در آن گل کوچک بزرگي نبود . حضرت فاروق اعظم رضی الله عنه با خرجي معمولي سفر حج کردند چنانچه براي اياب و ذهاب مکه مکرمه و مدينه منوره فقط16 دينار خرج فرمودند باز هم وجدانشان ناارحت بود که در اين سفر خيلي خرج فرموده اند .(مروج الذهب ج 2 ص 243) حضرت عثمان غنی رضی الله عنه نيز در خوراک وپوشاک ساده پسند بودند مستدرک حاکم روايت می کند که در روز جمعه حضرت عثمان غنی رضی الله عنه را در حالتی ديدند که لباسی کلفت پوشيده اند که قيمتش از پنج درهم بيشترنبود .( مستدرک حاکم ج 3 ص 96)
علامه شعرانی می نويسد لباس عدنی را که حضرت عثمان غنی رضی الله عنه می پوشيدند قيمتش از چهار تا پنج درهم بيشتر نبود و اين طرز ساده زيستی در دوران خلافت ايشان بود و به همين حالت غذايشان هم بسيار ساده بود برای مردم بهترين غذارا تهيه می نمودند و خودشان هر روز به خانه تشريف می بردند و نان را با روغن زيتون ميل می فرمودند .(طبقات کبری للشعرانی ج 1 ص 17 و منتخب کنز العمال ج 5 ص 12) ساده زيستی حضرت علی حيدر رضی الله عنه مشهور است واقعه ای را علامه ابو عبيد قاسم بن سلام نقل می فرمايند که در موسم سرما چادری قديمی وکهنه را به خودشان پيچيده بودند و از شدت سرما به خود می لرزيدند شخصی معترض شد که چرا بايد اين حالت باشد ؟ فرمودند : من فقط همين چادر را در خانه دارم و چادر ديگری در خا نه ندارم . ( کتاب الاموال ص 270) علامه شعرانی می فرمايد : شخصی از حضرت علی رضی الله عنه پرسيدند چرا در سرما به خود می لرزيد و گفت : چرا چادری از بيت المال بر نمی داريد که ايشان فرمودند : برای آسايش و رفاه خودم نمی توانم از بيت المال مسلمين چيزی کم کنم(طبقات کبری للشعرانی ج 1 ص 18) علامه ابن عبد البر می نويسند که عبدالله ابن ابی هذيل رضی الله عنه فرمودند که من حضرت علی حيدر رضی الله عنه را ديدم که لباسی کلفت پوشيده اند از بس که کهنه بود تنگ و کوچک شده بود که اگر آستين آنرا می کشيدند تا ناخن ها می رسيد و اگر ولش می فرمود تا نصف بازو بالا می رفت .(استيعاب ج 2 ص 425 و منتخب کنز العمال ج 5 ص 57) در باره حالات زندگی حضرت علی حيدر رضی الله عنه نوشته اند که روزی ايشان بر بالای منبر تشريف برده بودند و می فرمود چه کسی اين شمشير را از من می خرد که من بوسيله آن پولی که از فروشش بدستم می آيد برای خودم لباس بخرم و می فرمودند : (( اگر من به اندازه خريد شلوار پول داشتم شمشير محبوبم را نمی فروختم اين واقعه در زمان خلافتشان بود.(استيعاب ج 2 ص 465 و احياء العلوم ج 2 ص 122) حضرت عمرو بن قيس می فرمايد که من لباسهای علی حيدر رضی الله عنه را ديدم که وصله های متعددی زده بود شخصی حکمت ايت طرز لباس پوشيدن را پرسيد که امير المؤمنين حضرت علی حيدر رضی الله عنه فرمودند با پوشيدن اين نوع لباس انسان در مقابل خداوند اظهار عجز و ناتوانی می کند و از دل رياء و تکبر مي رود.(منتخب کنز العمال ج 5 ص 575) حضرت علی حيدر رضی الله عنه هميشه لباس معمولی می پوشيدند. علامه شعرانی می فرمايد : يعنی از لباسها , لباس ساده و معمولی ايشان را پسند بود و از غذاها غذای معمولی را می پسنديدند .(مروج الذهب ج2 ص 433 و مستطرف ج 1 ص 127) قيمت لباس حضرت علی از ( پنج روپيه و دوازده آنه ) بيشتر نبود و به حساب امروزی 65 بود .(تهذيب الاسماء ج 1 ص 346 و احياء العلوم ج 3 ص 33) هنگامی که حضرت علی رضی الله عنه به کوفه تشريف بردند با وجود آنکه در عراق غذاهای متنوعی بود اما ايشان از انواع غذاهای انجا ميل نمی فرمودند باری خدمت ايشان فالوده تقديم کردند فرمودند خوش رنگ و خوش بو و خوش ذائقه است ولی من ناپسند می دانم که نفسم را با اين خوردنی عادت دهم چون که تا هم اکنون عادت به خوردن چنين خوردنی ها نداشته ام خلاصه اين که از خوردن آن صرف نظر فرمودند .(منتخب کنز العمال , ج 5 ص 58 و احياء العلوم ج 2 ص 137) در واقعه ای ديگر حضرت علی حيدر رضی الله عنه شخصی که نامش عاصم بود خشمگين شدند و فرمودند : (( چرا تو لباسهای کلفت و ساده می پوشی و خوردن غذاهای لذيذ را ترک کرده ای و زندگی سختی را اختيار نموده ای ؟ )) عاصم جواب داد که شما چرا در خوردن و پوشيدن اينقدر سختی را اختيار نموده ای حضرت علی حيدر رضی الله عنه فرمودند حال من با تو فرق دارد چرا که خداوند بر امراء و خلفاء فرض کرده که همانند غريبان زندگی کنند و زندگی راحت و مرفه و عيش و عشرت را ترک کنند و خود را از مردم برتر ندانند .(کتاب الاعتصام للشاطبی ج 2 ص88) امير المؤمنين حضرت عمر بن عبدالعزيز رضی الله عنه در عالم عجيبی زندگی را سپری می کردند و زمانی که بر مسند خلامت نشستند به هيچ عنوان از فرشها و قاليهای شاهانه و صندلی های شاهانه استفاده نفرمودند بلکه برای نشستن , گونی يا حصير بر روی زمين پهن می کردند.(طبقات ابن سعد ج 5 ص 251)
از سوار شدن بر مرکب شاهی امتناع می ورزيدند و می گفتند: قاطر من را بياوريد و فرمودند که کليه اسبهای قيمتی را بفروشيد و پول به دست آورده از فروششان را به بيت المال تحويل دهيد در واقعه ای ديگر اينکه حضرت عمر بن عبد العزيز رضی الله عنه بيمار شدند تا چند ين روز فقط يک لباس را پوشيده بودند که چرکين شده بود اطرافيان به همسر ايشان ( فاطمه ) گفتند که امروز امير المؤمنين به هوش آمده لباسشان را عوض کنيد و وقت ملاقات را هم تنظيم کنيد ايشان سکوت کرده بود و اطرافيان دوباره تکرار کردند و همسرشان در جواب گفتند : به خدا که لباس ديگری به جز اين لباس ندارند(طبقات ابن سعد ج 5 ص 297 سيرت عمر بن عبد العزيز ص 48 البدايه و النهايه ص 214) علامه شعرانی رضی الله عنه درطبقات خويش نوشته اند : در آمد عمر بن عبد العزيز رضی الله عنه قبل از خلافت هزار اشرفی در طول سال بود اما بعد از پذيرفتن خلافت آنها را ميان مساکين و فقراء تقسيم فرمود به طوری که غير يک پيراهن چيز ديگری بافی نماند تا وقت چرکين شدن به تنشان بود و هر گاه چرکين می شد آن را از تن می کشيد و می شست و تا هنگامی که لباسشان خشک می شد در خانه می ماند چون لباس ديگری برای پوشيدن نداشتند که از خانه بيرون بروند و قيمت اين لباس هم چهار درهم ( يک روپيه ) که به حساب امروز 13 تومان است .(البدايه و النهايه ج 9 ص 202 و مراه الجنان ج 1 ص 210 )
ميمون ابن مهران می فرمايند تا شش ماه من نزد عمر بن عبد العزيز رضی الله عنه بودم که ايشان برای پوشش فقط يک چادر داشتند خودشان آن چادر را از يک جمعه تا جمعه ديگر می پوشيدند.(تذهيب الاسماء ج 2 ص 23)حال آنکه اگر حالت قبل از خلافت عمر بن عبد العزيز رضی الله عنه را بنگريم در خواهيم يافت که قبلاً چه ذوق و شوقی برای استعمال عطر داشتند چونکه شاهزاده و بزرگزاده بودند و هرگاه بوی خوشی به مشام اطرافيان می رسيد می فهيدند که عمر بن عبدالعزيز رضی الله عنه از اينجا گذر فرموده اند در ضمن هزار دينار حقوق از طرف امير عبد المالک به ايشان می رسيد.(سيرت عمر بن عبدالعزيز به تاليف عبدالله بن عبدالحکيم ص 21).


 

زندگي ساده و بي تکلف خلفای راشدین




مترجم: ابو عبدالفتاح عبدالله ريگی

خلفا بزرگوار در زمان رسول گرامي زندگي مي کردند و براي اصحاب و خلفا  رضی الله عنه  اسوة حسنه يعني رسول اکرم  صلی الله علیه و آله و سلم  موجود بود. رسول الله  صلی الله علیه و آله و سلم  بر بالاي تختي که از ريسمان بر پشت مبارک نمايان بود حضرت عمر  رضی الله عنه  بعد از ديدن اين صحنه فرمودند : چرا قيصرها و کسراها( منظور پادشاهان روم و ايران آن زمان است) زندگي آرام داشته باشند و سردار دو جهان چنين در تکليف و سختي زندگي را سپري بفرمايند .رسول الله فرمودند  صلی الله علیه و آله و سلم  مثال ما همانند مسافري است که زير سايه درختي براي استراحتي کوتاه توقف مي کند و همان طور که اي مسافر سايه درخت را براي خود منزل نمي پندارد ما نيز نبايد دنيا را منزل هميشگي خود بدانيم و در فکر سامان زندگي راحت نباشيم . غذاي رسول الله  رضی الله عنه  بسيار معمولي بود و نانهاي روغني و سرکه را بدون تکلف استعمال مي فرمودند و گاهي اوقات اصلاً غذايي براي خوردن براي خوردن فراهم نمي شد يعني هيچ دو روزي پي در پي بر رسول الله  صلی الله علیه و آله و سلم  نمي گذاشتند که در هر دو روز شکم مبارک سير باشد .ما شِبَعَ آلُ مُحمدٍ يومينِ متتابعينِ . ((خانواده رسول الله دو روز پي در پي از غذا سير نکرده اند . ))
حضرت ابو هريره  رضی الله عنه  مي فرمايد که روزي جلوي روي ما حضرت عايشه ( رضي الله عنها ) يک شلوار و چادر کلفتي را نشان دادند و فرمودند که اين لباس رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  است و لباس خود حضرت ام المؤمنين عايشه ( رضي الله عنها ) نيز ساده بود ام ايمن ( رضي الله عنها ) مي فرمايند که لباسي را که عايشه ( رضي الله عنها ) استفاده مي کردند قيمتش پنج دلار بود ولي امروزه کنيز من از پوشيدن چنين لباسي ابا مي ورزد ام ايمن ( رضي الله عنها ) از ام المؤمنين حضرت عايشه ( رضي الله عنها ) نقل مي کنند که ايشان فرمودند حال آنکه در زمان رسول اکرم من لباس پنج درهمي داشتم که هر زني در مدينه عروسي مي کرد اين جامه را براي عروس عاريتاً مي بردند .(صحيح البخاري جلد ( 1 ) بخش 10 کتاب الهبه) محل نشستن صديق ابوبکر  رضی الله عنه  در مسجد بر روي حصير و محل نشستن حضرت فاروق اعظم  رضی الله عنه  بر روي فرش کهنه قديمي محل نشستن عمر بن عبدالعزيز رضی الله عنه بر روي گوني بود .خلفاي راشدين خيلي ساده مي زيسته اند اما امروزه فقط و فقط اسراف و تبذير و تکلف حرف اول را مي زند .
يک بار همسر حضرت ابوبکر صديق  رضی الله عنه  خواهش پختن حلوا نمودند حضرت صديق اکبر فرمودند من پولي براي تهيه وسايل حلوا ندارم بعد از شنيدن اين جواب همسرشان از مخارج روزمره خودشان مقداري مقداري پس انداز مي نمودند تا بتوانند بوسيله آن پول وسايل حلوا را تهيه نمايند هنگامي که پول پس انداز کرده خودشان را خدمت صديق اکبر  رضی الله عنه  تقيم  کردند ايشان فرمودند اين پول را از کجا آورده ايد ؟ ايشان جواب دادند که از مخارج هر روزه اندکي پس انداز کرده ام والآن اين پول را به دست آورده ام صديق اکبر  رضی الله عنه  پول را از ايشان گرفته وتحويل مسئول بيت المال دادند و فرمودند - ( اين مقدار از مخارج ما اضافي است ) لذا و آن را به بيت المال اضافه کنيد و به همين اندازه از حقوقم کم کنيد .( اشهر مشاهير الاسلام ج 1 ص 93) مسعودي در تاريخ خود نقل فرموده اند که غذاي صديق اکبر  رضی الله عنه  ساده بود و همچنين لباسهايشان نيز معمولي و کلفت بودند در حالي که درآمد شخصي حضرت صديق اکبر  رضی الله عنه  کم نبود لذا بنابر تواضع صديق اکبر  رضی الله عنه  سادگي را اختيار فرموده بودند واين ساده زيستي عادت سلف صالح وبزرگان و ... بود که از جمله اين بزرگان ساده زيست حضرت فاروق اعظم  رضی الله عنه  بودند که ايشان نيز در عهد خلافت خود لباس معمولي و کلفت به تن مي کردند .هنگامي که امرا عرب و پادشاه يمن براي ملاقات ايشان مي آمدند لباسهاي شاهانه وچادرهاي قديمي و تاجهايي که با زيور آلات آراسته بودند مي پوشيدند و هنگامي که مردم با اين همه فخر و ناز زندگي ساده و بي تکلف فاروق اعظم  رضی الله عنه  را مي ديدند بسيار حيران مي شدند و آنقدر متأثر مي شدند که از آن سادگي اسوه و نمونه برداري مي نمودند پادشاه حمير ذوالکلاع لباسهاي گران قيمت مي پوشيدند و علاوه بر اين هزار غلام براي خدمت وي همراه بودند .هنگامي که سادگي و زندگي خالي از تکلف صديق اکبر  رضی الله عنه  را ديدند تمام لباسهاي شاهانه را از تن بيرون آوردند و هم لباس صديق اکبر شدند .( مروج الذهب للمسعود ج 2 ص 305 اشهر المشاهير الاسلام ج 1 ص 146 )
درباره حالت فاروق اعظم  رضی الله عنه  مي نويسند :
شخصي هميشه هنگام پهن شدن سفره حضرت فاروق اعظم  رضی الله عنه  حضور داشت اما در غذا خوردن شريک نمي شد حضرت فاروق اعظم  رضی الله عنه  فرمودند که چرا شما در ميل غذا شريک ما نمي شويد ؟ او عرض کرد :انَّ طَعَامَکَ خَشَنٌ غليظٌ . ((طعام شما سخت و قابل خوردن نيست ))در حالي که من به غذاي چرب و نرم عادت دارم فاروق اعظم  رضی الله عنه  فرمودند اگر من چنين غذايي بخواهم مي توانم هر روز چنين غذايي تهيه نمايم و هيچ مشکلي هم ندارم که بخواهم گوشت گوسفند و نانهاي برشته و غذاي روغن دار تهيه کنم بعد از شنيدن اين کلمهات ( حفص ) به فاروق اعظم  رضی الله عنه  عرض کرد که تمام غذاهاي چرب و لذيذ را مي شناسيد فاروق اعظم  رضی الله عنه  فرمودند بدون شک من مي شناسم اما نمي خواهم زندگي ام در عيش و عشرت سپري گردد .( منتخب کنز العمال ج 4 ص 402 طبقات طبري - اشعراني ج 1 ص 16 و سيرت لابن الجوزي ص 119 ) همچنين شخصي از غذاهاي معمولي و ساده حضرت عمر  رضی الله عنه  شکايت کردند فاروق اعظم  رضی الله عنه  فرمودند گر چه من مالک بيت المال هستم ليکن در ملکيت شخصي من نيستم لذا مثال من همانند چند مسافري است که زاد خويش را به دست شخصي امين مي سپارد و اين امانت داري بر حسب احتياج مصرف مي کند آيا جائز شخصي آنها مقداري را براي خويش پس انداز شخصي نمايد ؟ فرمو دند خير اي امير المؤمنين فاروق اعظم  رضی الله عنه  فرمو دند مثل من وامت مسلمان همانند آن شخص امين ومسافران است .( منتخب کنز العمال ج 4 ص403 به نقل از ابن عساکر و سيرت عمر   رضی الله عنه  ص 89 و السياسه العشيرعيه لابن تيميه ص 14) 
دهقاني ايشان را دعوت کرد و از ايشان خواهش کرد که براي صرف غذا به خانه ما تشريف بياوريد فاروق اعظم  رضی الله عنه  پرسيدند که آيا در خانه شما عکس وجود دارد ايشان گفتند بله فاروق اعظم  رضی الله عنه  گفتند برو و غذا را به اينجا بفرست ولي غذاهاي مختلفي نباشند .( منتخب کنز العمال ج 4 ص 45) همچنين فاروق اعظم  رضی الله عنه  در سفر شام بودند که آن در وقت بر لباسهايشان چهارده وصله زده بود و هيچ تکلفی در اين سفر نکرده بود . در حالی که اين سفر از اهميت زيادی برخوردار بود . سفر حاکمی بود که در آن وقت امپراتوری اسلام تا مناطق زيادی عظمت و بزرگی ايشان را بيان می کرد اما اين سرباز اسلام و خادم حقيقی خداوند همان لباسها را با چهارده وصله به تن کرده بودند و البته بعد از اصرار مردم لباس سفيد مصری پوشيدند و سوار اسب رومی شدند ولی زود از آن پياده شدند و فرمودند با سواری گرفتن از اين اسب در وجودم احساس تفاخر و تکبر می کنم خداوند لغزش من را معاف بفرمايد و فرمودند همان لباس وصله دار من را بياوريد چنانچه همان لباس را پوشيدند پيش پدر روحانی که عالم دين عيسوی بود تشريف بردند ابو عبيده بن الجراح برای اهل قلعه ندا دادند که امير المؤمنين تشريف آورده اند(مدَّ البطريق عُنُقَهُ و نَظَرَ اِلَيهِ فَرَعَقَ رَعقَهً و قال هذا هو الذِّ صفتُهُ و نَعتُهُ فی کُتُبِنَا.) هنگامی که آن عالم بزرگ مسيحی فارق اعظم   رضی الله عنه  را ديد آه سردی کشيد و گفت پوششی که در کتابهای ما بيان شده در ظاهر اين خليفه هويدا است لذا دروازة بيت المقدس را برای تشريف آوردن ايشان باز کنيد ( ثمرات الاوراق علی حاشيه مستطرف ج 2 ص 15 )
با وجود فتح ايران و روم و مطيع شدن مشرق و عرب و عجم باز هم همان لباسهای وصله دار را پوشيدند اصحاب رضوان الله عليهم اجمعين با بزرگان صحابه من جمله حضرت عثمان , حضرت علی , حضرت طلحه و حضرت زبير و... در اين باره گفتگو کردند که شما در اين باره با حضرت فاروق اعظم   رضی الله عنه   صحبت کنيد آنها فرمودند ما جرأت نمی کنيم بهتر است حضرت علی   رضی الله عنه  صحبت کنند ايشان فرمودند من جرأت نمی کنم البته از ازدواج مطهرات فقط حضرت عايشه ( رضی الله عنها ) و حضرت حفصه ( رضی الله عنها ) می توانند صحبت کنند . اين دو از موضوع مطلع شدند و هنگامی که به خدمت فاروق اعظم  رضی الله عنه  شرف حضور يافتند به خودشان جرأت گفتگو را انتدا از فتوحات اسلام و ترقی گشودند و فرمودند : وفود العرب و العجم يَرُدُّنَ عَلَيکَ و عَلَيک هَذِهِ الجُّبَّهِ رَقَّعتَها اِثنَتَی عَشرَهُ رُقعَه.((وفود عرب و عجم رفت و آمد می کنند و شما با اين جبه ( عنا ) با آنها ملاقات می کنيد که حدوداً دوازده وصله دارد .))
پس شما لباس نرم بپوشيد و غذای لذيذ بخوريد و مهمانان را نيز بخورانيد . فاروق اعظم  رضی الله عنه  بعد از شنيدن اين حرفها شروع به گريه کردن فرمود شما ام المؤمنين هستيد و از لباس و غذای ساده رسوا اکرم صلی الله عليه و سلم مطلع هستيد حالا با وجود اين امر مرا به لذايذ دنيا ترغيب مي کنيد با گفتن اين جملات در چهره مبارک فاروق اعظم  رضی الله عنه  آثار رنج و ناراحتي نمايان بود که امهات المؤمنين نيز شروع به گريه کردند .( احيا العلوم ج 4 ص 226 و منتخب کنز العمال ج 4 ص 41)حضرت فاروق اعظم  رضی الله عنه  و صديق اکبر  رضی الله عنه  مي فرمودند فقط ( غذاي بخور و نمير ) يعني به اندازه خرج و مخارج يک شخص عادي قريش و دو دست لباس براي سردي و گرما و مخارج حج و غيره براي ما کافي مي باشد .(طبقات ابن سعد ج 3 ص 198 تاريخ الخلفا ص 68 سيرت عمر ص 89 و احيا العلوم الغزالي ج 3 ص 234) خلاصه اينکه فاروق اعظم  رضی الله عنه  روش ساده زيستن را به همه مي آموختند .چنانچه يک بار شخصي را ديدند که لباس قديمي پوشيده است فرمودند (( اين پيراهن را چقدر خريده ايد ؟ )) آن شخص جواب داد 12 درهم. فاروق اعظم  رضی الله عنه  فرمودند آيا اشکالي داشت 6 درهم را براي خوردنيها مي گذاشتي و 6 درهم ديگر را براي امري ديگر مصرف مي کردي ؟ ( منتخب کنز المال ج 1 ص 426)
و همچنين پيشنهاد به اندازه خوردن را مي دادند .علامه شعراني مي فرمايد که : کُلُّ مَن رآهُ يَشتَرِي لَحماً يَومَينِ مُتَتَابِعَينِ يَضرِ بُهُ . يعني فاروق اعظم  رضی الله عنه  اگر کسي را مي ديدند که دو روز پي در پي گوشت مي خورد او را آگاه مي نمود و می فرمودند :
                          هَلاً لَوَيتَ بَطنَکَ                           لِجَارِکَ و ابن عمّک 
چرا به جاي لذت بردن از پر کردن شکم  خدمت همسايه و فاميل را نمي کني يعني صرفه جويي نمودن و اينکه از پول باقيمانده براي همسايه وفاميل خرج کنيد .(طبقات کبري ج 1 ص 16 و موطا امام مالک  رضی الله عنه  مع مستوي ج 2 ص 157  )
فاروق اعظم  رضی الله عنه  براي سپه سالاران خود نوشتند که زندگي ساده را اختيار کنيد و خودتان را به لباسهاي کلفت و غذاي معمولي عادت دهيد وروي زمين بنشينيد و بدون زين بر اسب سوار شويد .(انصاب الاشراف بلاذري حواله مراجعه به قسمت نامه هاي حضرت عمر   رضی الله عنه ص 233  )   يک بار حضرت عبدالله  رضی الله عنه  مشغول خوردن گوشت بودند حضرت فاروق اعظم  رضی الله عنه  فرمودند اين چيست ؟ ايشان گفتند امروز دلم ميل به گوشت کرده اول او را موعظه فرمودند وگفتند : کفي بالمر مُسرِفًا أن يأکُلَّ ما اشتَهَاهُ . (( يعني براي اسراف و فضول خرجي شخص همين کافيست که آنچه را که دلش مي خواهد بخورد ))
عبدالوهاب شعراني در سيرت عمر  رضی الله عنه  مي نويسند که هيچ وقت روي سفره فاروق اعظم  رضی الله عنه  دو نوع غذا نمي گذاشتند .يک بار دخترشان حضرت حفصه  رضی الله عنه  براي تحفه مقداري آبگوشت و به همراه آن مقداري روغن زيتون برايشان فرستادند . فاروق اعظم  رضی الله عنه  فرمودند اين دو نوع غذا است و من هر دو را نمي خورم دو نوع غذا در يک ظرف نمي خورم تا هنگام وفات که الله را ملاقات کنم .منظورشان اين بود که روغن زيتون غذاي مستقلي است و گو شت نيز غذاي مستقلي است لذا نياز به شوربا نيست .( ج 1 ص 16 منتخب کنز العمال ج 4 ص 404 و تاريخ الخلفا ص 69 و تهذيب الاسما للنووي ج 2 ص 6 - طبقات کبري للشعراني)اين تمام سخن زيستن زهد و پرهيزگاري و قناعت در وهله اول در ذات خودشان و بعد در وجود اهل و عيال ايشان بود ولي براي کارمندان خود غذاي خوب تهيه مي کردند .علامه شاطبي  رضی الله عنه  مي فرمايند (( اگر چه اين طرز لباس پوشيدن و غذاي ساده خوردن فقط در طبيعت پاک و زيبای فاروق اعظم  رضی الله عنه  وجود داشت چون که ذيگران را به خاطر تقوا و زهد خويش از راحتی ها محروم نمی فرمودند . گرچه فاروق اعظم  رضی الله عنه  فقط برای خودش نان نمکين گذاشته بود اما برای غذای کارمندان دولت همه روزه بصف گوسفند تعيين فرموده بودند تا باعث افزايش حوصله کارکنان شود و در دل مردم احترام و عزّت آنها از طرف فاروق اعظم  رضی الله عنه  معلوم گردد و بدين وسيله در مملکت نظم برقرار گردد .( کتاب الاعتصام ج 1 ص 248).